آنچه کار دولت چهاردهم را دشوارتر میکرد، نه فقط بزرگی این بحرانها، بلکه همپیوندی و چندلایه بودن آنها بود. اقتصاد و سیاست در ایران امروز دیگر در دو ساحت جداگانه تعریف نمیشوند؛ هر تصمیم اقتصادی، بلافاصله به عرصه سیاست راه مییابد و هر رخداد سیاسی، تبعات اقتصادی فوری دارد. به همین دلیل دولت ناگزیر شد در سال نخست خود به جای پیشبرد برنامهای مستقل و بلندمدت، بیش از هر چیز به «تنظیمگری» در شرایط بحرانی بپردازد.
پزشکیان در این یک سال کوشید میان دو نقش متعارض توازن برقرار کند؛ از یکسو حفظ انسجام اجتماعی و نگه داشتن مردم در مدار امید، و از سوی دیگر دعوت نخبگان و جریانهای سیاسی به پرهیز از اختلافات شکننده. این مسیر آسانی نبود، زیرا فضای سیاسی کشور آمادگی دوقطبی شدن را هم در حوزه اجتماعی و هم در سیاست خارجی داشت. با این حال، دولت چهاردهم توانست حداقل مانع از تعمیق شکافها شود و در بزنگاههای سخت، آرامشی نسبی بر صحنه عمومی حاکم کند.
این به معنای نادیده گرفتن کاستیها نیست. کارنامه دولت چهاردهم در عرصه اقتصاد هنوز پر از علامت سؤال است؛ تورم مهار نشده، سرمایهگذاری داخلی و خارجی چشمگیر صورت نگرفته و گشایشهای وعدهدادهشده برای بخش خصوصی همچنان محدود است. در حوزه سیاست خارجی نیز، دولت در عمل ناچار شد بیشتر به مدیریت بحرانها بپردازد تا به طراحی راهبردی پایدار برای روابط بینالملل.
با این همه، باید در قضاوت منصف بود. سال نخست دولت پزشکیان بیش از آنکه میدان ابتکار عمل باشد، صحنه آزمونی برای عبور از بحرانها بود. شاید مهمترین دستاورد او نه گشودن همه گرهها، بلکه جلوگیری از انباشت بیشتر کدورتها و خدشه به انسجام اجتماعی در شرایط جنگی و پساجنگی بود.
در ادامه مسیر، دولت چهاردهم برای حفظ و تقویت این موازنهها نیاز دارد تا با انعطاف در تصمیمگیری، نگاه بلندمدت در سیاستهای اقتصادی و تمرکز بر ایجاد اعتماد اجتماعی و سیاسی، آرام آرام شرایط را برای سرمایهگذاری، تولید، و تعامل سازنده با نخبگان و مردم فراهم کند. باید توانایی جمعبندی شرایط پیچیده داخلی و خارجی را داشته باشد، همزمان از فرصتها بهره گیرد و با جلوگیری از اقدامات شتابزده یا تصمیمهای دوقطبیکننده، مسیر تدریجی اصلاح و ثبات را پی بگیرد. در این روند، موفقیت دولت نه در حل یکباره بحرانها، بلکه در مدیریت هماهنگ آنها و ایجاد فضای اعتماد و تعامل در سطح کلان کشور معنا مییابد.
جعفررضایی-مدیرمسئول