در این میان آلودگی هوا دیگر مسئلهای فصلی یا محدود به تهران نیست؛ این روزها نفسکشیدن در بسیاری از کلانشهرهای کشور به مسئلهای اضطراری تبدیل شده است. تکرار هشدارها، تعطیلیها و رفتوآمد شهرها در صدر فهرست آلودهترین نقاط جهان، گواه آن است که با بحران ساختاری روبهرو هستیم، نه یک وضعیت گذرا. بحران امروز ایران، محصول سیاستی است که سالها بهعنوان مزیت ملی تبلیغ شد: انرژی ارزان.
ایران از پایینترین قیمتهای بنزین، گازوئیل، برق و گاز طبیعی در جهان برخوردار است. این قیمتگذاری غیرواقعی، نهتنها رفتار مصرف را به سمت افراط سوق داده، بلکه ظرفیت اقتصادی و زیستمحیطی کشور را فرسوده است. نتیجه این سیاست، مصرف افسارگسیخته سوخت، تردد خودروهای فرسوده و فرار از نوسازی ناوگان بوده است؛ وضعیتی که سهم بخش حملونقل و نیروگاهها را در تولید آلایندگی بهشدت افزایش داده است.
کمبود انرژی در زمستان تنها یک چالش فنی نیست. هنگامی که مصرف گاز خانگی رکورد میشکند، نیروگاهها به حاشیه رانده میشوند و مازوت، آلایندهترین سوخت موجود، جایگزین گاز طبیعی میشود. ترکیب مازوتسوزی با سرمای زمستان و وارونگی دما، نسخهای است که هر سال برای آسمان شهرها پیچیده میشود. این چرخه معیوب، بخشی از همان سازوکار ناکارآمدی است که «سوخت ارزان» تولید میکند.
همزمان، این آلودگی هزینههای اقتصادی سنگینی به کشور تحمیل میکند؛ از فشار بر شبکه برق و گاز و نیاز به واردات سوخت گرفته تا میلیاردها تومان خسارت ناشی از تعطیلیها، افت بهرهوری و هزینههای درمانی مرتبط با بیماریهای ناشی از آلودگی. سیاستی که قرار بود هزینه زندگی شهروندان را کاهش دهد، به افزایش بار مالی دولت، فشار بر بودجه عمومی و تهدید جدی سلامت جمعیت منجر شده است.
راه اصلاح این وضعیت، نه در اقدامات شعاری و مقطعی، بلکه در یک تحول تدریجی و هدفمند نهفته است: اصلاح قیمت انرژی همراه با حمایت شفاف از دهکهای کمدرآمد، ایجاد انگیزه اقتصادی برای کاهش مصرف، و سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای حملونقل پاک. خروج خودروهای فرسوده، توسعه حملونقل عمومی برقی، ارتقای استاندارد خودروهای شخصی و نوسازی نیروگاهها، راهکارهایی هستند که بارها مطرح شده اما هنوز بهطور جدی اجرا نشدهاند.
در کنار این اقدامات، حکمرانی شفاف با انتشار دادههای دقیق، نظارت سختگیرانه بر صنایع و جریمههای واقعی برای متخلفان، پیششرط هر تحول پایدار در این حوزه است. بدون پاسخگویی و شفافیت، اصلاحات انرژی به سادگی به سیاستی پرهزینه و بینتیجه تبدیل خواهد شد.
امروز آلودگی هوا نه «پیامد طبیعی زمستان» بلکه محصول اقتصادی یک تصمیم تاریخی است: ارزان نگه داشتن انرژی به بهای از دست رفتن سلامتی، منابع و آینده. پرسش اصلی این نیست که چرا هوا آلوده است؛ بلکه این است که چرا میپذیریم هزینه سیاستی ناکارآمد را با سلامت، بودجه عمومی و کیفیت زندگی پرداخت کنیم؟
تا زمانی که مصرف انرژی در ایران بر مبنای قیمتگذاری غیرواقعی و یارانههای بیهدف حرکت کند، هر زمستان، بازگشت «مه دود» صرفاً تکرار یک بحران خواهد بود؛ بحرانی که دیر یا زود، هزینههای آن از توان اقتصاد و جامعه فراتر خواهد رفت.
حمیدمیرزایی نژاد-صاحب امتیاز