*کانونهایی که از یاد رفتهاند
هوای تهران و ۱۹ شهر دیگر این روزها غبارآلود است؛ غباری که هر شب با وزش بادهای شدید بر تن این شهرها مینشیند و آلودگی هوا را برای ساعاتی به بالاترین حد خود میرساند. به عنوان نمونه شاخص کیفیت هوای تهران شنبه شب (۱۵ تیرماه) از مرز ناسالم عبور کرد و به شرایط خطرناک نیز رسید. بر اساس اعلام رسمی شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، طی این مدت میانگین کیفیت هوای تهران با آلاینده شاخص ذرات معلق کوچکتر از ۱۰ میکرون بیش از ۳۰۰ بود؛ کاهش و افزایش این عدد در در روزهای اخیر در شرایطی بوده که گاهی میانگین ۲۴ ساعته کیفیت هوا در شرایط خطرناک و تا سطح ناسالم برای گروههای حساس تغییر کرده است.مسئولان از منشاء محلی گرد و غبار سخن میگویند. منطقهای خشک در نظرآباد، میان تهران و قزوین که به گفته بهزاد رایگانی، دبیر ستاد ملی سیاستگذاری گرد و غبار، «بر اثر احداث زهکشهای وسیع، شور شدن خاک و کاهش سطح آبهای زیرزمینی، حالا به کانون دائمی گرد و خاک بدل شده است».
صادق ضیاییان، رئیس مرکز ملی پیشبینی سازمان هواشناسی نیز این وضعیت را نتیجه ترکیب «باد شدید و زمینهای لمیزرع» میداند: «وقتی خاکی نمانده که رطوبت داشته باشد، طبیعت تبدیل به دشمن میشود.» اما آیا مقصر فقط باد و بیابان است؟ نه. همه چیز به سیاستهای آب برمیگردد. خشکشدن دشتها و فروکش سفرههای زیرزمینی، حاصل توسعهای بود که نه پایدار بود و نه علمی.
*قانونی که هست، اما نیست
در سال ۱۳۹۶، «قانون هوای پاک» تصویب شد؛ قانونی که اگر اجرا میشد، امروز وضعیت تهران و شهرهای دیگر اینگونه نمیماند. این قانون، مسئولیت کنترل آلودگی را بین چندین نهاد تقسیم کرده: سازمان محیطزیست، شهرداریها، وزارت صنعت، وزارت نیرو و شرکتهای سوخت. اما آنطور که معلوم است هیچیک از نهادها مسئولیت کامل را نمیپذیرند. هر دستگاهی بهانهای دارد. یا میگویند فناوری نداریم، یا بودجه نداریم، یا اساساً آلودگی را قبول ندارند. وقتی شاخص از ۳۰۰ عبور میکند، باید حالت اضطرار اعلام شود. نه فقط برای سالمندان و کودکان، بلکه برای همه. اما ما بیشتر از آنکه عمل کنیم، فقط توصیه صادر میکنیم.
*مرگ تدریجی در سکوت اداری
کارشناسان بهدرستی هشدار دادهاند که ذرات معلق کوچکتر از ۱۰ میکرون، بهراحتی وارد ریهها میشوند و آثار آنها در بدن ممکن است سالها باقی بماند. «ما از سرطان و بیماریهای قلبی حرف میزنیم، اما در نهایت موضوع بر سر کاهش عمر مفید مردم است»، این جمله از یکی از اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران نقل شده و نشان میدهد بحران تنها مربوط به “حال” نیست، بلکه آینده را هم با مخاطره مواجه میکند. چند توصیه به مردم داده میشود که «ماسک بزنید، بیرون نروید، میوه بخورید» و خلاص. اما سؤال این است: مگر میشود بحران اکسیژن را با توصیههای تغذیهای حل کرد؟
*تهرانِ بیپناه، توسعه بیجهت
این فقط یک بخش از ماجراست. آلودگی هوای پایتخت و شهرهای بزرگ با عوامل مهم دیگری همراه است که تاکنون نادیده گرفته شدند.تهرانِ امروز، قربانی همان الگوییست که دههها دنبال شد: توسعه بدون برنامه، گسترش بیقاعده حریم شهر، تخریب منابع طبیعی اطراف و تبدیل منابع آبی به پروژههای سیاسی. حالا همان بیابانها، دشمن شهر شدهاند. «باید با فضای سبز، مقابل آلودگی بایستیم»، این جمله رئیس شورای شهر تهران است. اما آیا میتوان در میانه خشکسالی و کمبود آب، فضای سبز را توسعه داد؟
در نیمه اول سال، تهران فقط ۶ روز هوای پاک داشته. باقی روزها، قابل قبول، ناسالم، یا بدتر. اما مهمتر از آن، روند افزایشی روزهای آلوده است. روندی که نشان میدهد ما نه فقط بحران داریم، بلکه به سمت نهادینهسازی بحران هم رفتهایم.
آلودگی هوا مثل سیل یا زلزله نیست که ناگهانی بیاید. این، بحرانیست که هر روز تولید میشود، هر روز انکار میشود و هر روز کشندهتر میشود.
بحران هوا، در تهران، نه مسئله گرد و خاک است و نه فقط سلامت؛ این آلودگی، استعارهای از انفعال، بیبرنامگی و واگذاری مسئولیتها به باد و باران است. وقتی حتی در عدد ۵۰۰ هم کسی پاسخگو نیست، نه ماسک، نه فیلتر، و نه توصیهها، هیچکدام کافی نخواهد بود.