تحلیلگر بازار سهام می گوید: در سناریوی خوش بینانه در صورت توافق پایدار بین ایران و آمریکا، بازارها پس از طی کردن یک دوره کوتاه مدت تنشی و سردرگمی، دوران رونق و رشد را در بازار سرمایه شاهد باشیم.
وی تاکید می کند؛ «در صورت تحقق سناریوی خوشبینانه (پیروزی با گشایش اقتصادی)، بورس احتمالا بازدهی بسیار بالاتری نسبت به طلا خواهد داشت، زیرا از سطح پایه و با عقبماندگی تاریخی وارد مرحله تعدیل مثبت میشود. در سناریوی بدبینانه، اما طلا همچنان گزینه امنتر و کمریسکتری باقی خواهد ماند. بنابراین سرمایهگذاران باید چشم انداز خود را نه صرفا بر اساس پایان جنگ، بلکه بر اساس نوع پایان آن و پیامدهای اقتصادی آن تنظیم کنند.»
وی میافزاید:بورس تهران در سال ۱۴۰۴ تحت تأثیر شدیدترین ریسکهای ژئوپلیتیکی دهه اخیر قرار داشت؛ باید گفت تشدید تنشهای نظامی و تجربه دو جنگ تحمیلی، فضای حاکم بر بازار سرمایه را به طور کامل تحت الشعاع قرار داد. در نهایت این ریسکها به حدی شدت گرفت که بازار سهام برای مدتی تعطیل شد تا از التهاب و سقوط آزاد شاخص جلوگیری به عمل آید.
وی معتقد است: پیش از تعطیلی نیز اگرچه شاخص کل از نظر ریالی رشد مثبتی را ثبت کرده بود، اما این افزایش را نمیتوان به معنای برآورده شدن انتظارات تاریخی سهامداران تلقی کرد. در شرایطی که نرخ تورم و رشد نقدینگی سرعت گرفت و بازارهای رقیب (بهویژه طلا و ارز) بازدهیهای چندبرابری به دست آوردند، بازدهی واقعی بورس (نسبت به تورم) منفی بود؛ به عبارت دیگر، بورس در سال ۱۴۰۴ نتوانست نقش یک بازار پیشرو را ایفا کند و عملا در دامنهای از نوسانات محصور ماند که ریشه اصلی آن، عدم قطعیتهای سیاسی و امنیتی بود.
وی میگوید: یکی از نکات کلیدی در تحلیل عملکرد بورس در سال ۱۴۰۴، تفکیک بازدهی ریالی از بازدهی دلاری است. رشد ریالی شاخص کل عمدتا تحت تاثیر انبساط نقدینگی و تورم مزمن شکل گرفت؛ در حالی که ارزش دلاری بازار سرمایه عملا کاهش یافت؛ به عبارت ساده، اگر سرمایهای از ابتدای سال وارد بورس میشد و در پایان سال (پیش از تعطیلی) به دلار تبدیل میگردید با کاهش مواجه میشد. دلایل این عقبماندگی را میتوان در چند عامل دستهبندی کرد: نخست سیاستهای ارزی و فاصله معنادار بین نرخ نیما و نرخ آزاد دلار باعث شد شرکتهای بورسی (بهویژه صادراتمحورها) نتوانند از مزیت افزایش نرخ ارز به طور کامل منتفع شوند؛ البته این مساله در نیمه دوم سال در حال ترمیم بود که با وقوع جنگ، شرایط معلق مانده است.
از سوی دیگرریسک سیستماتیک و افزایش تنشهای نظامی منجر به رشد تقاضا برای داراییهای امنی چون دلار و طلا شد و در نتیجه سرمایهها از بورس خارج شد.در همین حال تعطیلی بازار و شرایط بحرانی، فرآیند کشف قیمت واقعی سهام را مختل کرد و در نهایت تشدید نااطمینانی به تعطیلی کامل بازار انجامید که خود نشانهای از شدت بحران و ناتوانی در ادامه معاملات در شرایط عادی بود.
وی معتقد است این وضعیت تا زمانی ادامه خواهد داشت که حداقل یکی از دو شرط اساسی محقق نشود: نخست، کاهش چشم گیر ریسکهای ژئوپلیتیک (یعنی پایان جنگ با پیامدهای مثبت اقتصادی) که منجر به بازگشایی پایدار بازار، بازگشت اعتماد و ورود سرمایههای سرگردان به بورس شود؛ دوم، اصلاح سیاستهای ارزی بهگونهای که شرکتهای بورسی بتوانند بازدهی واقعی ناشی از افزایش نرخ ارز را در صورتهای مالی و قیمت سهام منعکس کنند.
وی درباره سناریوهای مختلف پس از جنگ تصریح میکند:سناریوی خوشبینانه؛ پیروزی با گشایش بینالمللی – در این سناریو ، جنگ به نحوی پایان میپذیرد که یا به یک توافق جامع بینالمللی منجر شود یا کاهش چشم گیر و پایدار تحریمها را در پی داشته باشد؛ در این حالت شاهد پیروزی ایران در این جنگ به نحوی هستیم که نهتنها ریسک سیستماتیک جنگ را از بین میبرد، بلکه منابع ارزی بلوکهشده آزاد میشوند، ارتباطات بانکی بینالمللی تسهیل میشود و فضای کسبوکار به طور اساسی دگرگون خواهد شد. در چنین شرایطی، بورس با یک رشد خیرهکننده و چندوجهی مواجه خواهد شد.
او درباره سناریوی بدبینانه معتقد است که پایان جنگ بدون تغییر ساختار تحریمها با تداوم تحریمهای حداکثری و عدم گشایش اقتصادی همراه است. به عبارت دیگر، آتشبس یا توقف درگیریها رخ میدهد، اما توافقی شکل نمیگیرد و منابع جدیدی به کشور وارد نمیشود. در این حالت، ریسک جنگ فورا از بین میرود و بازار از حالت بحران حاد خارج شده و امکان بازگشایی فراهم میشود، اما چشم انداز اقتصاد همچنان با محدودیتهای ارزی، تحریمهای بانکی و عدم دسترسی به تکنولوژی همراه خواهد بود. بورس در چنین وضعیتی با یک رشد نسبی و تدریجی پس از بازگشایی همراه میشود که عمدتا ناشی از رفع بخشی از عدمقطعیتها و بازگشت بخشی از نقدینگی احتیاطی است، اما نمیتواند به یک رونق پایدار و جهش دلاری دست یابد. در این سناریو، بورس به کانال بازدهی ریالی، اما کم تر از نرخ تورم بازمیگردد و احتمالا در رقابت با طلا و دلار بازنده خواهد بود.
*مژده ابراهیمی