این حملات و جنگ تحمیلی آمریکا و اروپا بر علیه ایران نشان داد که سخن از دیپلماسی، همچنان که رنگ و بوی زیبایی دارد میتواند به ابزاری برای تحکم و فشار بر کشورها تبدیل شود. در حالیکه واشنگتن با ژستی دیپلماتیک و سخن از بازگشت به مذاکرات هستهای، در تلاش برای سرگرم کردن افکار عمومی و انحراف از تحرکات نظامی متحد خود در منطقه بود، رژیم صهیونیستی معادلات را به سوی یک جنگ سوق داد.
اسرائیل در بامداد جمعه، پس از فشار قطعنامهای غربیها در شورای حکام و تلاش ترامپ در زمینه صفر کردن غنیسازی تهران، وارد عملیات نظامی ترکیبی شد. اما در نهایت آنچه رخ داد، یک پاسخ قاطع و مدبرانه از سوی جمهوری اسلامی ایران بود. حملات موشکی دقیق و برنامهریزیشده به سرزمینهای اشغالی، نهتنها پیام روشنی به متجاوزان فرستاد، بلکه نشان داد تهران در برابر تهدید، نه منفعل، بلکه آماده، هوشیار و مصمم است. این واکنش حسابشده، حاصل سالها سرمایهگذاری راهبردی در عرصه دفاعی و اتکا به دانش بومی در حوزه موشکی، پهپادی و اطلاعاتی بود.
در عین حال، آنچه بیش از هر چیز در این مقطع تاریخی اهمیت دارد، حفظ انسجام و وحدت ملی است. در شرایطی که دشمنان این مرز و بوم در تلاش برای ایجاد شکاف در درون جامعه ایرانیاند، بزرگترین سرمایه جمهوری اسلامی، پشتوانه مردمی و وفاق ملی بر سر اصولی چون امنیت، استقلال و تمامیت ارضی کشور است.
در چنین روزهایی، همه جریانهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی باید با کنار گذاشتن اختلافات تاکتیکی، بر سر اصول و منافع ملی به اجماع برسند. دشمنان این آبوخاک منتظرند تا گسلهای داخلی را به بحران بدل کنند؛ اما اتحاد و انسجام، همان سپری است که هر بحران را به فرصتی برای تقویت قدرت ملی بدل میکند.
آینده ایران در گرو هوشمندی، آمادگی دفاعی و، از همه مهمتر، یکپارچگی مردم و مسئولان است. امروز بیش از همیشه، باید بر این باور تکیه کنیم که ایرانِ قوی، ایرانِ متحد است.
جعفر رضایی-مدیرمسئول