تحلیلگران خارجی، در امتداد فضاسازیهای رسانهای چهرههایی چون ترامپ، سعی داشتند تصویر جامعهای فروپاشیده و مضطرب را به جهان نشان دهند. اما اتفاقی که در خیابانها، در خطوط تولید و در میان مردم ایران افتاد، واقعیتی دیگر بود؛ بازگشت، مقاومت، و انسجام.
در ساعات ابتدایی جنگ، طبیعی بود که بخشی از مردم بهویژه در کلانشهرها، دچار شوک و نگرانی شوند. تخلیه موقتی برخی مناطق شهری، بهویژه در تهران، واکنشی انسانی به هجوم تبلیغات جنگطلبانه و تهدیدهای پررنگ شده توسط رسانههای غربی بود. اما آنچه در روزهای بعد رخ داد، همان چیزی است که تاریخ بارها درباره ملت ایران ثبت کرده: بازگشت به میدان، نه فقط میدان جنگ، که میدان تولید، زندگی و آیندهسازی.
در کمتر از ۴۸ ساعت، موج بازگشت به تهران، بازگشایی دوباره کسبوکارها، تداوم فعالیت بنگاههای اقتصادی، و حضور دوباره مردم در صحنه، نشان داد که «ترک میدان» در قاموس ملت ایران جایی ندارد. پیام روشن این رفتار جمعی آن است که ملت ایران، در سختترین شرایط، به جای پناه بردن به حاشیه، به متن بازمیگردد؛ متنی که با رنج و کار و ایستادگی نوشته شده است.
از سوی دیگر، باید توجه داشت که انسجام امروز تنها حاصل غیرت ملی نیست، بلکه نتیجه تجربههای تلخ و شیرین گذشته است؛ از تحریمها و فشارهای اقتصادی تا بحرانهای امنیتی و فشارهای همهجانبه جهانی. ملت ایران در این مسیر آموخته که بقای او در گرو اتکا به خود، به هم و به نهادهای ملی است.
در شرایطی که مذاکرات ایران و آمریکا برای دور ششم در جریان بود و نشانههایی از احتمال کاهش تنش دیده میشد، حمله اسرائیل نشان داد که برخی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای از صلح نگرانتر از جنگاند. هدف، شکست پشتوانه داخلی ایران بود. اما بازگشت سریع مردم به زندگی و تولید، قویترین پاسخ به این هدفگذاری خصمانه بود.
امروز، وحدت کلمه، نه در شعار، که در عمل مردم و مسئولان دیده میشود. رسانههای داخلی، نهادهای خدماترسان، اصناف و تولیدکنندگان، هر یک سهمی در حفظ آرامش و تقویت انسجام ایفا کردهاند. این «همصدایی بیکلام» بزرگترین سرمایه ایران در مواجهه با تهدیدات پیشروست.
در نهایت، ایرانِ امروز، فقط یک کشور مقاوم نیست؛ یک جامعه منسجم است که آموخته بحران را به فرصت بدل کند. انسجام، بزرگترین سلاح ملتی است که میخواهد بماند، بسازد و مستقل بایستد.
جعفررضایی-مدیرمسئول