۱۴۰۵-۰۳-۱۲ ۲۳:۵۴

بازار سرمایه و معضل سیاست گذاری

در ادبیات اقتصادی، بازار سرمایه را به عنوان آیینه تمام‌نمای آینده اقتصاد یک کشور می‌شناسند. جایی که انتظارات، اعتماد، نااطمینانی و دورنمای سیاست‌ها پیش از آن‌که به شاخص‌های رشد و تورم و نرخ ارز منتقل شود، در بالا و پایین رفتن شاخص‌ها خود را نشان می‌دهد. بازار سرمایه نه فقط محل مبادله سهام، بلکه دماسنجی است که حال اقتصاد را در هر لحظه بازتاب می‌دهد.

پس از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل و تعطیلی ناگهانی بورس، یک‌بار دیگر این گزاره تلخ اثبات شد که نهاد سیاست‌گذار در ایران هنوز بازار سرمایه را به عنوان یک نهاد زنده، حساس و نیازمند اعتماد و شفافیت نمی‌شناسد. تصمیم به تعطیلی بازار در شرایط بحرانی، نه اقدامی محافظه‌کارانه، بلکه تشکین زودگذر برای بحرانی عمیق‌تر بود: بحران سیاست‌گذاری.

در ظاهر، این تعطیلی برای آرام‌سازی فضا و کاهش التهابات بود. اما در واقع، تنها باعث افزایش عدم اطمینان، هراس بیشتر سرمایه‌گذاران و تسریع در فرار سرمایه شد. داده‌ها خود گویاست: در اوج بحران، نه‌تنها منابع حمایتی نتوانستند اثر مثبتی بر بازار بگذارند، بلکه خروج گسترده سرمایه حقیقی را تسهیل کردند. پولی که به بازار تزریق شد، به‌جای حمایت از پیکره نیمه‌جان بورس، به مثابه آمبولانسی عمل کرد که مسیر خروج اضطراری سرمایه‌گذاران را هموار کرد.

اینجا مسئله فقط “تعطیلی بورس” نیست. مسئله نگاه ناپخته به نهادی است که باید تکیه‌گاه سرمایه‌گذاری مولد و مردمی باشد. وقتی بانک مرکزی، با کسری بودجه مزمن دولت، قرار است با منابع محدود خود از بازاری حمایت کند که نه مکانیسم آزاد عرضه و تقاضا دارد و نه دامنه نوسان پویا، نتیجه‌ای جز هدررفت منابع و افزایش ناامیدی حاصل نمی‌شود.

در بسیاری از کشورها، بورس در شرایط بحران به جای تعطیل شدن، به ابزاری برای شفاف‌سازی، پیش‌بینی‌پذیری و ایجاد فرصت تبدیل می‌شود. اما در ایران، به‌جای تعمیق بازار، حذف آن را انتخاب می‌کنیم. بدتر از آن، از تجربیات جهانی نیز تنها ظاهر تصمیمات را اقتباس می‌کنیم. بله، بورس روسیه پس از آغاز جنگ با اوکراین مدتی تعطیل شد؛ اما آیا ساختار منعطف، دامنه نوسان پویا و حجم نقدشوندگی آن بازار نیز مشابه بورس ایران بود؟ آیا ما هم پلتفرم‌های پیشرفته معاملات الگوریتمی و قواعد رقابت آزاد مشابه داریم؟

تصمیمات اخیر در حوزه بازار سرمایه به‌وضوح نشان می‌دهد که بیش از جنگ، این تصمیمات مدیریتی بوده‌اند که بازار را زخمی کرده‌اند. وقتی سیاست‌گذار به جای اتکا به ابزارهای درون‌بازاری مانند اصلاح دامنه نوسان، شفاف‌سازی، تعمیق عرضه اولیه و افزایش سواد مالی، به ابزارهایی چون تعطیلی یا تزریق پول موقتی متوسل می‌شود، بازار را از خود می‌راند.

بازار سرمایه ایران بیش از هر زمان دیگری نیاز به بازنگری در اصول سیاست‌گذاری دارد؛ نه حمایت پولی مقطعی، نه تزریق دستوری و نه تعطیلی ناگهانی، هیچ‌کدام نمی‌توانند جایگزین اعتماد گمشده باشند. در جهانی که بازارها با شفافیت و آزادی رقابت تاب‌آور می‌شوند، ما هنوز با چراغ خاموش در جاده مه‌آلود مدیریت دستوری حرکت می‌کنیم. بازار را نمی‌توان با خاموش کردن صفحه‌اش مدیریت کرد. بازار سرمایه به شفافیت و اعتماد نیاز دارد.

جعفررضایی-مدیرمسئول

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پذیرش آگهی

چاپ انواع آگهی روزنامه های کثیرالانتشار

پاسخگویی 24 ساعته

پذیرش تلفنی 66973817-021