جنگی که به کشور ما تحمیل شد، نه تنها یک تقابل نظامی مستقیم با اسرائیل بود، بلکه بعد روانی، رسانهای و حتی اقتصادی نیز داشت. از بمباران تا شایعهپراکنی هدفمند در شبکههای جهانی، همه با هدف تضعیف ایران صورت گرفت. اما آنچه دشمنان را وادار به عقبنشینی کرد، تنها پاسخ موشکی نبود؛ بلکه ترکیبی از ایستادگی، انسجام و پویایی ملی بود که شکلگیری بازدارندگی مؤثر را رقم زد.
نخستین مؤلفه، پایداری نیروهای مسلح بود. در حالی که بسیاری انتظار داشتند حملات پیدرپی، انسجام ساختار دفاعی کشور را درهم بشکند، نیروهای نظامی ایران با صلابت و ابتکار، نهتنها کنترل صحنه را از دست ندادند بلکه ابتکار عمل را در چندین نوبت به دست گرفتند و نشان دادند که دفاع از کشور، امری صرفاً نظامی نیست، بلکه فرهنگی و اعتقادی نیز محسوب میشود.
عامل دوم، انسجام اجتماعی درون مرزها بود. مردم ایران بهرغم آوار جنگ روانی، قطعیهای مقطعی ارتباطات، فشار اقتصادی و اضطراب دائمی، از هم نپاشیدند. از شمال تا جنوب، از شهرهای مرزی تا پایتخت، صبوری کردند و پای کار ایستادند. این همراهی را در باز بودن فروشگاهها، تداوم چرخ تولید، کار شبانهروزی نانواییها و زنده بودن بازارها میشد دید؛ جلوهای از مقاومت مدنی در برابر یک جنگ ترکیبی.
ایران فقط یک کشور با وسعت جغرافیایی و گوناگونی قومی و مذهبی نیست. ایران یک پدیده تمدنی است که از مؤلفههای ملی، فرهنگی و نظامی بازدارندگی بهرهمند است. بازدارندگی ما فقط در برد موشکها خلاصه نمیشود؛ در تابآوری مردمی، در هوش رسانهای، در دیپلماسی فعال و در پایداری زندگی عادی نیز تبلور دارد. اینهمه یعنی بازدارندگی هوشمندانه؛ یعنی اینکه دشمن بداند حتی اگر شلیک کند، پاسخ فقط نظامی نیست، بلکه ملی است.
جنگ اخیر، میدان آزمون این بازدارندگی چندبعدی بود. پیامی که از دل این دو هفته به جهان مخابره شد، این بود: ایران را نه با تصویرسازی رسانهای، نه با تجاوز نظامی و نه با ائتلافهای نظامی نمیتوان کوچک کرد. این کشور بزرگ است، چون بر تکیهگاه مردمش ایستاده است.
جعفر رضایی-مدیرمسئول