۱۴۰۵-۰۳-۱۲ ۲۳:۵۴

بانک‌ها در مسیر معکوس توسعه

نظام بانکی هر کشور، شریان حیاتی اقتصاد آن است؛ جریانی که اگر در مسیر درست حرکت کند، خون تازه را به کالبد تولید، نوآوری و اشتغال می‌رساند و اگر منحرف شود، همان خون را در اندام‌های غیرمولد و فربه اقتصاد منجمد می‌کند. گزارش اخیر بانک مرکزی از رشد دارایی‌های ملکی بانک‌ها تا سطح بی‌سابقه‌ بیش از یک‌هزار همت، گواهی روشن است بر اینکه این شریان در ایران به‌جای پمپاژ نقدینگی به سمت تولید، به انبار املاک و برج‌های خالی ختم می‌شود.

بانک‌ها در اقتصاد مدرن، نهادهایی توسعه‌محورند نه دارایی‌محور. در کشورهای توسعه‌یافته، بانک‌ها نقش تسهیل‌گر دارند: تامین مالی پروژه‌های نوآورانه، پشتیبانی از بنگاه‌های کوچک و متوسط و مشارکت در تحول دیجیتال از طریق سرمایه‌گذاری در فین‌تک‌ها و استارتاپ‌ها. در چنین ساختاری، دارایی فیزیکی بانک‌ها کوچک و چابک است، اما دارایی دانشی و اعتباری‌شان عظیم. بانک‌ها در آمریکا و اتحادیه اروپا سهمی تعیین‌کننده در هدایت سرمایه به بخش‌هایی چون انرژی پاک، اقتصاد دیجیتال و زیرساخت‌های پایدار دارند؛ نه در خرید و انباشت املاک و مستغلات.

اما در ایران، مسیر درست معکوس طی شده است. بانک‌ها از واسطه‌گر مالی به بنگاه‌دار بزرگ و در مواردی به «ملّاک بزرگ» بدل شده‌اند. در حالی‌که باید منبع گردش سرمایه باشند، خود به مقصد آن تبدیل شده‌اند.  این پدیده صرفا تخلف مالی نیست، بلکه بحران ساختاری است. وقتی بانک‌ها با نرخ‌های بالا سپرده جذب می‌کنند و به‌جای سرمایه‌گذاری مولد، دارایی ملکی می‌خرند، عملا چرخه اعتبار را قفل می‌کنند. نتیجه، تورم دارایی، رکود تولید و گسترش نابرابری است؛ همان چرخه معیوبی که اقتصاد ایران سال‌هاست در آن گرفتار شده است.

در دنیا، نظام بانکی در معرض نظارت سخت‌گیرانه است. بانک‌ها موظف‌اند اموال غیرعملیاتی خود را ظرف مدت مشخص واگذار کنند و سرمایه‌شان را به فعالیت‌های بهره‌ور اختصاص دهند. در کره جنوبی، سنگاپور یا حتی ترکیه، بانک‌ها موظف‌اند سهمی از پرتفوی اعتباری خود را به بخش‌های اولویت‌دار صنعتی اختصاص دهند. اما در ایران، نه تنها مکانیزم نظارتی کارآمدی برای مهار بنگاه‌داری بانکی وجود ندارد، بلکه برخی بانک‌ها با ارائه داده‌های نادرست یا ناقص از شفافیت نیز گریزانند.

واقعیت این است که بانک‌ها در ایران، به‌جای آنکه بازوی توسعه باشند، در حال تغذیه از ضعف ساختاری اقتصادند. سود اصلی آن‌ها از مابه‌التفاوت نرخ بهره، معاملات املاک و بنگاه‌داری حاصل می‌شود، نه از وام‌دهی مولد. این روند اگر مهار نشود، نه تنها بحران نقدینگی را تشدید می‌کند، بلکه مفهوم «بانک» را به کلی از محتوای توسعه‌ای‌اش تهی می‌سازد.

بانک توسعه‌ای واقعی، بانکی است که بتواند سرمایه را از مسیر مصرف غیرمولد خارج و به سوی تولید ارزش هدایت کند؛ بانکی که خود را شریک رشد کشور بداند، نه مالک دارایی‌های منجمد. امروز زمان آن رسیده که دولت و بانک مرکزی از سطح توصیه و مطالبه عبور کرده و به سمت اصلاح ساختار مالکیت بانکی و تفکیک کامل وظایف مالی از بنگاه‌داری حرکت کنند. تا وقتی بانک‌ها ملاک باشند، تولید در ایران مستاجر خواهد ماند.

جعفررضایی-مدیرمسئول

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پذیرش آگهی

چاپ انواع آگهی روزنامه های کثیرالانتشار

پاسخگویی 24 ساعته

پذیرش تلفنی 66973817-021