در آلمان، شبکهای از شرکتهای کوچک و متوسط با سیاستهای حمایتی دولت، بهرهوری بالا و توجه ویژه به تحقیق و توسعه توانستهاند سهم قابلتوجهی از صادرات صنعتی کشور را به خود اختصاص دهند. در ژاپن نیز برنامههای ادغام و همکاری میان بنگاههای خرد و صنایع بزرگ، امکان انتقال دانش و فناوری را ایجاد و زمینه را برای رشد صنعتی پایدار و اشتغال گسترده فراهم کرده است.
در ایران، بخش عمدهای از نیروی کار در شرکتهای کوچک و متوسط مشغول به فعالیت است، اما این بنگاهها با مشکلات ساختاری، محدودیت منابع مالی و ضعف در بازاریابی مواجهاند. بسیاری از این واحدها در مناطق محروم و کمبرخوردار فعالیت میکنند و ظرفیت بالایی برای اشتغالزایی و تولید ثروت دارند، اما عدم اتصال مؤثر به صنایع بزرگ و نبود برنامههای استراتژیک توسعه، مانع بهرهوری کامل آنها شده است. سیاستهای محدودکننده و تمرکز بر اعطای تسهیلات بدون پشتیبانی مشاورهای نیز اغلب نتایج مطلوبی به همراه نداشته و اشتغال پایدار ایجاد نکرده است.
تجارب جهانی نشان میدهد که پیوند خرد و کلان، کلید افزایش رقابتپذیری و توسعه بازار است. وقتی بنگاههای کوچک با صنایع بزرگ همکاری میکنند، دسترسی به فناوریهای نوین، بازارهای داخلی و خارجی و خدمات مشاورهای برای آنها فراهم میشود و توانایی مواجهه با چالشهای اقتصادی افزایش مییابد. این اتصال میتواند به شکل سرمایهگذاری مشترک، قراردادهای زنجیره تامین، یا شبکههای تامین و توزیع مبتنی بر همکاریهای استراتژیک باشد؛ به شرط آنکه مدیریت در اختیار بخش خصوصی باشد و دستگاههای دولتی نقش تسهیلگر و ناظر را ایفا کنند.
راهکارهای عملیاتی در ایران باید مبتنی بر این الگو باشد. ارائه تسهیلات مالی همراه با مشاوره تخصصی و آموزش، استفاده از نرمافزارهای مالی و مدیریت زنجیره تأمین و ایجاد شبکههای مشارکت میان بنگاههای کوچک و صنایع بزرگ میتواند بهرهوری را افزایش دهد. علاوه بر این، توجه به توسعه متوازن منطقهای و استفاده از ظرفیت بنگاههای خرد در مناطق محروم، علاوه بر کاهش فقر، موجب رشد تولید ملی و تثبیت جایگاه اقتصادی این مناطق میشود. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که سیاستهای حمایتی بدون اتصال به بازار و بدون تقویت مهارت مدیریتی و بازاریابی، کمکی به توسعه پایدار نخواهد کرد.
در نهایت، اقتصاد ایران برای آنکه از پتانسیل بنگاههای کوچک و متوسط بهرهبرداری کامل کند، نیازمند تغییر نگاه استراتژیک است؛ نگاهی که سرمایه، دانش و بازار را در یک زنجیره توسعه همراستا و نقش بخش خصوصی را در هدایت این فرآیند تقویت نماید. با ترکیب منابع خرد، فناوری و تجربه صنایع بزرگ، بنگاههای کوچک نه تنها میتوانند سهم خود را در بازارهای داخلی افزایش دهند، بلکه ظرفیت ورود به بازارهای بینالمللی و رقابت در سطح جهانی را نیز خواهند داشت. این مسیر، سرمایهگذاری هوشمندانهای است که هم اشتغال پایدار و هم رشد اقتصادی را به ارمغان میآورد و آیندهای توسعه یافته برای اقتصاد ایران رقم میزند.
حمید میرزایی نژاد-صاحب امتیاز