اشتغال پایدار از دل تولید رقابتپذیر بیرون میآید، نه از طرحهای موقتی یا تزریق منابع کوتاهمدت. هر فرصت شغلی پایدار نیازمند سرمایهگذاری، فناوری، بازار و ثبات مقرراتی است. در اقتصادی که قواعد بازی مدام تغییر میکند و انحصارها دست بالا را دارند، کارآفرین خصوصی انگیزهای برای توسعه فعالیت خود ندارد. فضای بسته و غیررقابتی نهتنها بهرهوری را کاهش میدهد، بلکه مانع ورود نسل جدید کارآفرینان میشود؛ نسلی که میتواند موتور نوآوری و خلق شغل باشد.
بحرانهای انرژی و ناترازی زیرساختی نیز مستقیماً به اشتغال ضربه میزند. کارخانهای که با قطع برق یا محدودیت گاز مواجه است، نمیتواند تولید مستمر داشته باشد و بازار صادراتی را حفظ کند. هر ساعت توقف تولید، به معنای کاهش درآمد، افت سرمایه در گردش و در نهایت تعدیل نیروی انسانی است. اگر قرار است اشتغال تقویت شود، نخست باید امنیت تولید تضمین شود؛ امنیتی که از مسیر سرمایهگذاری در زیرساخت، اصلاح قیمتگذاریهای ناکارآمد و مشارکت واقعی بخش خصوصی میگذرد.
همزمان، نظام تصمیمگیری اقتصادی باید به گونهای بازآرایی شود که حقوق مالکیت، شفافیت و ثبات مقرراتی تقویت شود. سرمایهگذار داخلی پیش از آنکه به سود بیندیشد، به امنیت میاندیشد؛ امنیت سرمایه، امنیت قرارداد و امنیت آینده. بدون این مؤلفهها، نه سرمایه داخلی فعال میشود و نه سرمایه خارجی جذب خواهد شد. گشایشهای بیرونی نیز تنها زمانی به رونق تولید منجر میشود که بستر داخلی برای فعالیت آزاد و رقابتی مهیا باشد.
تولید ملی زمانی جان میگیرد که دولت از تصدیگری فاصله بگیرد و نقش خود را از بازیگر مستقیم به تنظیمگر شفاف و پاسخگو تغییر دهد. کاهش امتیازهای انحصاری، تقویت نهادهای بخش خصوصی و تسهیل ورود بنگاههای کوچک و متوسط به بازار، میتواند هزاران فرصت شغلی خلق کند. تجربه اقتصادهای موفق نشان میدهد که رشد اشتغال نه با بخشنامه، بلکه با آزادسازی ظرفیتهای کارآفرینی محقق میشود.
امروز مسئله اصلی اقتصاد ایران صرفاً رشد عددی تولید نیست، بلکه احیای امید به کار و آینده است. جوانی که احساس کند میتواند با تخصص و خلاقیت خود کسبوکاری راهاندازی کند یا در یک بنگاه رو به رشد شغلی پایدار بیابد، سرمایه اجتماعی کشور را تقویت میکند. اما اگر تولید در تنگنای بیثباتی و سیاستهای متناقض گرفتار بماند، بازار کار همچنان شکننده خواهد بود.
راه برونرفت روشن است اما ارادهای منسجم میطلبد: ثبات اقتصاد کلان، اصلاح ساختارهای ناکارآمد، تقویت رقابت، سرمایهگذاری در زیرساخت و میدان دادن واقعی به بخش خصوصی. بدون این مجموعه اقدامات، حمایت از تولید و اشتغال به نتیجه نمیرسد. اقتصاد ایران برای عبور از رکود و بیکاری، نیازمند تغییر ریل به سوی تولیدمحوری است؛ تغییری که اگر آغاز شود، حتی پیش از دستیابی به نتایج نهایی، میتواند نشانهای از بازگشت امید به بازار کار و جامعه باشد.
جعفررضایی-مدیرمسئول