واقعیت این است که همه فعالیتهای اقتصادی اثر یکسانی بر تراز ارزی کشور ندارند. برخی صنایع عمدتاً مصرفکننده ارز هستند و بخش مهمی از مواد اولیه، تجهیزات یا فناوری خود را از خارج تأمین میکنند. در مقابل، گروهی از صنایع علاوه بر تأمین نیاز داخلی، امکان حضور در بازارهای صادراتی را نیز دارند و میتوانند درآمد ارزی ایجاد کنند.
از این منظر، رقابت امروز اقتصاد ایران دیگر صرفاً بر سر تولید نیست؛ رقابت بر سر تولیدی است که بتواند ارزآوری داشته باشد. در شرایطی که بازار ارز به یکی از حساسترین متغیرهای اقتصاد تبدیل شده، هر واحد تولیدی که بتواند درآمد ارزی پایدار ایجاد کند، عملاً نقشی فراتر از یک بنگاه اقتصادی ایفا میکند و به بخشی از سازوکار ثبات اقتصادی تبدیل میشود.
البته تمرکز بر صنایع ارزآور تنها به معنای افزایش صادرات نیست. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که صادرات زمانی برای اقتصاد ملی ارزشآفرین خواهد بود که ارز حاصل از آن به چرخه اقتصادی بازگردد. در غیر این صورت، افزایش آمار صادرات الزاماً به معنای بهبود وضعیت ارزی کشور نخواهد بود.
از سوی دیگر، اولویتبخشی به صنایع ارزآور نباید به معنای نادیده گرفتن سایر بخشها تلقی شود. اقتصاد یک زنجیره بههمپیوسته است و بسیاری از فعالیتهای خدماتی یا تولیدی، هرچند ارزآوری مستقیمی ندارند، اما برای حفظ اشتغال و پایداری تولید ضروری هستند. مسئله اصلی در شرایط فعلی، تعیین وزن هر بخش در تخصیص منابع محدود است؛ نه حذف کامل بخشهای کماولویت.
کارشناسان معتقدند چالش اصلی اقتصاد ایران صرفاً کمبود ارز نیست، بلکه نحوه استفاده از منابع موجود است. در واقع، اگر منابع بانکی و اعتبارات به سمت فعالیتهایی هدایت شود که توان صادرات، ارزش افزوده بالا و بازگشت سریع ارز دارند، فشار بر بازار ارز کاهش مییابد و امکان مدیریت بهتر تورم نیز فراهم میشود.
در نهایت، اقتصاد ایران در نقطهای قرار گرفته که ناچار است میان «توزیع گسترده منابع» و «تمرکز بر بخشهای پیشران» یکی را انتخاب کند. در دوره وفور درآمدهای نفتی شاید امکان حمایت همزمان از همه بخشها وجود داشت، اما در شرایط کنونی، به نظر میرسد بقای ثبات اقتصادی بیش از هر چیز به توانایی کشور در شناسایی و تقویت موتورهای ارزساز اقتصاد وابسته است؛ موتورهایی که میتوانند هم تولید را به حرکت درآورند و هم بخشی از تنگنای ارزی کشور را کاهش دهند.
شاید مهمترین پرسش امروز اقتصاد ایران این نباشد که چه کسی وام میگیرد، بلکه این باشد که کدام وام در نهایت به ارز، تولید و ثبات اقتصادی تبدیل میشود.