صنعت در سادهترین تعریف، تبدیل ماده خام به ارزش افزوده است. اما در دنیای امروز، این «ارزش افزوده» دیگر در خط تولید کارخانهها خلق نمیشود، بلکه در آزمایشگاهها، مراکز تحقیقاتی و پلتفرمهای دیجیتال شکل میگیرد. کشورهایی که در چند دهه اخیر توانستند از «صنعت سنتی» به «صنعت فناورانه» گذر کنند، از کرهجنوبی و تایوان تا ترکیه و ویتنام، درک دقیقی از همین تغییر ماهیت داشتند؛ توسعه صنعتی دیگر حاصل ماشینآلات نیست، بلکه نتیجه انباشت دانش است.
در ایران اما هنوز نسبت علم و صنعت، رابطهای ناپایدار و گسسته دارد. بخش بزرگی از تولید ملی بر پایه منابع طبیعی و انرژی ارزان استوار است؛ بیش از ۵۴ درصد از فعالیتهای صنعتی کشور در بخشهای منبعمحور جریان دارد. این یعنی رشد فعلی صنعت نه از مسیر نوآوری و فناوری، بلکه از دل مصرف منابع میگذرد. چنین الگویی شاید در کوتاهمدت اشتغال یا صادرات ایجاد کند، اما در بلندمدت اقتصاد را در «دام صنعتیشدن ناقص» گرفتار میکند: یعنی کشوری که کارخانه دارد، اما فناوری نه.
اگر به تجربه شرق آسیا بنگریم، درمییابیم که تحول فناورانه هرگز اتفاقی نبوده است. کرهجنوبی در دهه ۱۹۷۰ صنعتی بود، اما نه فناورانه؛ آن کشور با سیاستهای هدفمند، صنایع کمفناوری چون نساجی و فولاد را پل عبور به سمت صنایع الکترونیک و خودرو کرد. دولت، دانشگاه و بخش خصوصی در پروژهای مشترک ، نه شعاری ، در پی «بومیسازی فناوری» بودند. در تایوان نیز، دولت بهجای حمایت بیپایان از صنایع قدیمی، تمرکز را بر ایجاد زیرساختهای تحقیقاتی و انتقال دانش از شرکتهای خارجی گذاشت. نتیجه آن شد که طی دو دهه، از صادرات کفش و اسباببازی به صادرات تراشه و نیمههادی رسیدند.
در ایران، این گذار هنوز آغاز نشده است. میان «شعار دانشبنیان» و واقعیت اقتصاد، فاصلهای عمیق وجود دارد. شرکتهای فناور یا درگیر بوروکراسیاند یا از بازار واقعی حذف میشوند. بر اساس آخرین آماری که منتشر شده در ۶ ماه نخست سال جاری از سوی صندوق نوآوری و شکوفایی ۱۹ هزار و ۷۲ میلیارد تومان خدمات مالی به شرکتهای دانش بنیان اعطا شده است که در مقایسه با مدت مشابه رشد ۱۴۶ درصدی را نشان میدهد.اما سوال این است که این افزایش تسهیلات چقدر هدفمند و قابل ارزیابی در جهت توسعه است؟ این ارقام چرا خود را در آمارهای کلان جهانی نشان نمیدهند؟
نکته کلیدی آن است که صنعتیشدن بدون فناوری، همواره ناپایدار است. صنعتیشدن واقعی زمانی رخ میدهد که اقتصاد بتواند خودش فناوری بسازد، نه آن را وارد کند. هرچقدر هم کارخانهها و خطوط تولید توسعه یابند، اگر دانش تولید در خارج شکل بگیرد، اقتصاد داخلی تنها پیمانکار توسعه دیگران است.
امروز ایران در موقعیتی است که میتواند مسیر خود را بازتعریف کند. رشد ۶۸ درصدی سهم صادرات صنعتی از کل صادرات در دو دهه اخیر، نشان میدهد ظرفیت تولید وجود دارد؛ اما این ظرفیت باید با جهش فناورانه همراه شود. راهحل در شعار نیست، در اصلاح سیاست صنعتی است: تخصیص هدفمند سرمایه به صنایع میانی و پیشرفته، پیوند واقعی میان دانشگاه و صنعت و ایجاد نظام مالی ویژه برای حمایت از فناوریهای نو.
جهان وارد مرحلهای شده که در آن «صنعت بدون فناوری» دیگر معنا ندارد. هر واحد تولیدی که دانش درونزا نداشته باشد، بهسرعت از زنجیره ارزش جهانی حذف میشود. ما هنوز فرصت داریم، اما نه زیاد. اگر موتور فناوری روشن نشود، رشد صنعتی ایران همچنان بر ریل استخراج منابع حرکت خواهد کرد؛ سریع، پرصدا، اما بیجهت.
جعفررضایی-مدیرمسئول