در دنیای امروز، پول صرفاً وسیلهای برای مبادله نیست؛ بلکه زبان مشترکی است میان دولت و مردم. وقتی ارزش اسمی پول ملی از ارزش واقعی آن فاصله میگیرد، این زبان دچار لکنت میشود. شهروندان دیگر به سیاستهای پولی گوش نمیسپارند، بازارها پیش از تصمیم دولت واکنش نشان میدهند، و بیاعتمادی به نیروی محرک تورم انتظاری تبدیل میشود.حذف صفر از پول ملی اگرچه اقدامی فنی و ظاهری به نظر میرسد، اما بهخودیخود نمیتواند تغییری در قدرت خرید مردم یا روندهای بنیادی اقتصاد ایجاد کند. آنچه میتواند این سیاست را به اقدامی موثر و قابل دفاع تبدیل کند، مجموعهای از اقدامات مکمل است که باید همزمان و در بستر یک رویکرد منسجم و پایدار اجرا شود.پیش از هر چیز، کنترل نرخ تورم باید بهعنوان بستر اولیه این سیاست در دستور کار قرار گیرد. اگر نرخ تورم همچنان بالا بماند، حذف صفر نهتنها کمکی به ساماندهی نظام پولی نمیکند، بلکه با تسریع در بیاعتبار شدن واحد جدید پولی، آسیبپذیری روانی جامعه را تشدید خواهد کرد. در کنار کنترل تورم، سیاستگذار باید بهطور جدی به مسئله نقدینگی بیهدف و پرشتاب بپردازد. رشد نقدینگی در ایران طی سالهای اخیر عمدتاً ناشی از ناترازیهای بودجهای و ضعف در مدیریت مالی دولت بوده است. اگر این روند ادامه یابد، حتی پس از حذف صفرها، دوباره چرخه تورمی بازتولید خواهد شد. سیاست حذف صفر باید با نوعی انضباط مالی واقعی همراه باشد؛ نه صرفاً وعدههایی که در لایحه میآیند و در عمل راهی به اجرا نمیبرند.
اصلاح ساختار بانکی نیز در این مسیر از اهمیت بالایی برخوردار است. بانکی که بخش بزرگی از منابعش را به مطالبات مشکوکالوصول و تسهیلات رانتی تخصیص داده و نقش پررنگی در خلق نقدینگی بیپشتوانه دارد، نمیتواند پشتیبان سیاست حذف صفر باشد. کارآمدسازی نظام بانکی، ارتقای شفافیت، افزایش نظارت و اجرای مقررات احتیاطی میتواند به بازسازی اعتماد عمومی به نظام پولی کمک کند.
نکته مهم دیگر، تقویت استقلال و اعتبار بانک مرکزی است. اگر قرار باشد همچنان سیاست پولی تحتتأثیر تصمیمهای کوتاهمدت دولت یا فشارهای بیرونی باشد، هرگونه اصلاح ظاهری در چهره پول ملی، بهسرعت خنثی خواهد شد. بانک مرکزی باید بتواند با اقتدار، مستقل از نوسانات سیاسی، سیاستهای پایدار ضدتورمی را پیش ببرد.
بهبیان دیگر، حذف صفر اگر با مهار تورم، اصلاح بانکی، انضباط مالی، تقویت حکمرانی پولی و بازسازی اعتماد عمومی همراه نباشد، صرفاً تغییر در ظاهر اعداد خواهد بود؛ اما اگر در چارچوب اصلاحات ساختاری پیش برود، میتواند نقطه آغازی باشد برای بازتعریف رابطه دولت با پول، و در نهایت با مردم.
جعفر رضایی – مدیرمسئول