*حذف صفر؛ از ضرورت فنی تا بحران ادراکی
هدف اعلامشده از این سیاست، تسهیل محاسبات، بهبود کارکرد نظام پرداخت و سادهسازی مبادلات پولی است؛ اتفاقی که در اقتصادهای با ثبات، میتواند به بازسازی نسبی نظم حسابداری و روانسازی روابط مالی کمک کند. اما در اقتصاد بیثباتی مانند ایران، که انتظارات تورمی به شدت بالا است و شهروندان تجربه روزمره بیارزش شدن پول را لمس کردهاند، چنین سیاستی ممکن است نهتنها باعث ارتقای اعتماد عمومی نشود، بلکه بر سردرگمی و سوءبرداشتها نیز بیفزاید. زمانی که اکثریت مردم هنوز اثر تورم را در نان و دارو و اجاره خانه احساس میکنند، حذف چند صفر میتواند بیشتر یک بزک عددی باشد تا ترمیم واقعی زخم پول ملی.
*پول الکترونیک و بیمعنایی اسکناس
برخی کارشناسان معتقدند با توجه به دیجیتالی شدن اقتصاد و سهم بالای تراکنشهای الکترونیکی، حذف صفرها میتواند گامی تکنیکی برای بهروزرسانی نرمافزارهای بانکی و کاهش بار عددی در سامانههای پرداخت باشد. با این حال، همین تغییر نیز نیازمند بسترهای وسیع حقوقی، حسابداری، نرمافزاری، و روانی است که در شرایط پرنوسان فعلی ممکن است به آشفتگی در حسابها، سردرگمی در قیمتگذاری، و حتی افزایش ریسک خطای انسانی در معاملات منجر شود.
توهم سیاستگذاری بدون اصلاح ساختاری
در این میان، مهمترین نقد وارد بر سیاست حذف صفرها، بیاثر بودن آن بر شاخصهای واقعی اقتصاد است. در شرایطی که نظام بودجهریزی دولت دچار عدم تعادل مزمن است، بانک مرکزی استقلال کافی ندارد، نقدینگی هر سال رشد افسارگسیختهای دارد و سرمایهگذاری مولد کاهش یافته است، سیاستهایی مانند حذف صفرها، صرفاً نقشِ بزک را در اقتصاد بازی میکنند. تأثیر روانی آن نیز بسیار کوتاهمدت و زودگذر خواهد بود، زیرا جامعه بهسرعت درمییابد که تغییری در قدرت خرید یا توان معیشتیاش ایجاد نشده است.
*شرط لازم: ثبات، پیش از حذف
حذف صفر از پول ملی در کشورهایی چون ترکیه یا آلمان، زمانی موفق عمل کرد که بسترهای اقتصادی از پیش ترمیم شده بود و نرخ تورم مهار شده بود. در ایران اما، چنین اصلاحاتی نهتنها زودرس، بلکه در غیاب اجماع کارشناسی و آمادگی نهادی، میتواند به خطای راهبردی تبدیل شود. تغییر ظاهری ریال به تومان، اگر بدون کنترل تورم، اصلاح نظام بانکی، شفافسازی دخلوخرج دولت، و مهار فساد مالی باشد، بیش از آنکه گرهای بگشاید، یک «روکش روانی» بر بحران بیاعتمادی و بیثباتی خواهد بود.
*بازی با اعداد، نه اقتصاد
اقتصاد ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند اصلاحات عمیق ساختاری است. حذف صفرها در این میان، نه پاسخی به بحران، بلکه انحرافی از آن است. تمرکز دولت باید بر کاهش پایدار تورم، اعتمادسازی برای سرمایهگذاری و اصلاح نظام مالیاتی و بودجهای باشد. اگر اقتصاد به ثبات نسبی برسد، حذف صفرها میتواند گامی تکمیلی و مفید باشد؛ اما تا آن زمان، این تصمیم بیشتر یادآور جراحیِ زیبایی روی بیماری مزمن است: تغییری در ظاهر که نه جان میدهد، نه درمان میکند
سیاستگذار اگر بخواهد ارزش را به پول بازگرداند، باید پیش از آن، به بازسازی اعتماد، کاهش تورم، ثبات در سیاستهای مالی و تقویت تولید بپردازد؛ زیرا پول، نه بر کاغذ که بر ستونهای واقعی اقتصاد ایستاده است. راه احیای پول ملی، نه در بازی با ارقام، بلکه در بازسازی نسبتی است که میان دولت، بازار و مردم شکل میگیرد؛ نسبتی که تنها در سایه شفافیت، انضباط مالی و توسعه پایدار احیا خواهد شد.