از آخرین روزهای سال ۱۴۰۴ تا کنون ایران عزیر درگیر جنگی بزرگ، گسترده و سرنوشتساز شده که در کنار حملات نظامی به بخشهای نظامی، زیرساختهای اقتصادی و پایهای را هدف قرار داده است. پرواضح است که قدرت موشکی تهران در مقابله با دشمنان مهم و تعیین کننده بوده است، اما این جنگ اتفاقاتی به همراه داشته است که زمینههای بروز مشکلات در اقتصاد را فزاینده خواهد کرد. حملات عامدانه آمریکا و اسرائیل به کارخانجات و بخشهای تولید در حوزه فولاد، پتروشیمی و سیمان در روزهای گذشته این پیام را با خود دارد که آمریکا تلاش میکند سرحلقههای فعالیت بازار کار و سازندگی را از بین ببرد. زدن پلها و زیرساختهای صنعتی که ترامپ در آخرین توئیت خود به آن اشاره کرده، گرچه از سر استیصال است اما میتواند در طولانی مدت، حتی پس از جنگ نیز عوارض مهمی داشته باشد. حجم تاثیرگذاری برخی صنایع در بازار کار و اشتغال کشور، صنایع وابستهای که ممکن است دچار تعطیلی یا وقفه شوند،وقفه در بازسازی آثار جنگ از جمله موضوعاتی هستند که باید فارغ از مسئله دفاع حیاتی و نظامی مورد توجه مسئولان باشد. این جنگ مانند بسیاری از جنگهای تاریخ پایان مییابد، اما باید به یاد داشت که ایران در سختترین شرایط اقتصادی و تحریمی همانگونه که قدرت نظامی خود را حفظ کرد توانست زیرساختهای کلان اقتصادی و صنعتی را سرپا نگه دارد. بنابراین دولت و مجموعه تصمیمگیران باید همزمان با دفاع ملی به این موضوع مهم توجه کنند که بازسازی و زنده کردن صنایع بزرگ نیازمند برنامه سریع و عملکرد فوقالعاده است. بسیاری از کارگران و کارکنان مشغول در واحدهای تولید بزرگ و کوچک در وابستگی کامل به صنایع فولاد و پتروشیمی فعالیت خود را ادامه میدهند. بسیاری از کارگاهها و بنگاههای خرد و متوسط نیاز به مواد اولیه تولید داخل دارند تا بتوانند فرایند بازار را شکل دهند. از این رو اقتصاد خانوارها نیز با این موضوع گره خورده است. به نظر میرسد تشکیل هسته مرکزی بازسازی صنایع و رفع مشکل بنگاههای آسیبدیده از جنگ باید هر چه سریعتر مد نظر قرار گیرد. زمان برای رفع موانع تولید و سرپا نگه داشتن اقتصاد خانوارها به زودی سپری میشود چراکه تابآوری کارگران و تولید زیر بار تورم شدید و افزایش قیمت مواد اولیه در شرایطی که تامین سرمایه در گردش نیز با مشکل روبهروست سال سختی را برای آنها رقم خواهد زد.
جعفررضایی-مدیرمسئول