دیدگاهها در این شرایط متنوع است: گروهی بر ایستادگی در برابر فشارهای خارجی تأکید دارند و گروهی دیگر تمرکز بر اصلاحات اقتصادی داخلی را اولویت میدانند. اما واقعیت این است که سیاست خارجی و داخلی به تنهایی کافی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، اتخاذ تصمیمهایی متناسب با زمان و شرایط است. در چنین بزنگاهی، رسیدگی به اقتصاد و تولید، ضرورتی انکارناپذیر است.
یکی از نخستین گامها میتواند اصلاح بودجه باشد. سالها بحث بر سر کاهش بودجه نهادهای غیرمولد ادامه داشته و اکنون فرصتی مناسب برای باز کردن این گره تاریخی فراهم شده است. منابعی که به این نهادها اختصاص مییابد، نه تنها به رشد تولید کمکی نمیکند، بلکه خود عامل ایجاد نقدینگی و تورم است. حذف این هزینههای مازاد میتواند دولت را در حمایت از اقشار کمدرآمد چابکتر و در پشتیبانی از تولید، بهویژه در شرایط خاموشیهای اخیر، توانمندتر کند.
در گام بعدی، دولت باید به سیاستهای مالی و پولی با دقتی مضاعف بنگرد. هرگونه شوک اصلاحی شتابزده، از جمله در حوزه یارانههای پنهان یا سیاستهای قیمتی، میتواند آثار حمایتی گذشته را خنثی کرده و معیشت جامعه را تحت فشار مضاعف قرار دهد. تجربه حذف ارز ترجیحی یا افزایش قیمت سوخت نشان داده است که اصلاحات اقتصادی بدون زمینهسازی اجتماعی، نتیجهای جز بیثباتی ندارد. بنابراین دولت باید مسیر اصلاح را با درایت و همراهسازی جامعه طی کند.
سیاست خارجی نیز در شرایط کنونی بهعنوان یک متغیر در اقتصاد ایران عمل میکند. تهدیدهای غرب، از نامه تروئیکا به شورای امنیت تا احتمال شعلهور شدن دوباره درگیریها، نشان میدهد که فشار بر اقتصاد ایران همچنان ابزار اصلی طرف مقابل است. از این رو مدیریت روابط خارجی نیازمند محاسبات دقیق، پرهیز از اظهارنظرهای جناحی و حرکت بهسوی انسجام ملی است. در این مقطع، وفاق سیاسی و انسجام اجتماعی نه یک شعار، بلکه ضرورتی برای بقا و پیشرفت کشور است.دولت چهاردهم اکنون در آزمونی دشوار قرار دارد: یا با اصلاحات ساختاری و تصمیمهای سخت، مسیر تازهای برای اقتصاد و سیاست ایران بگشاید، یا در تکرار تجربههای نیمهکاره گذشته گرفتار شود. انتخابی که در برابر مسعود پزشکیان و کابینهاش قرار دارد، انتخابی سرنوشتساز است؛ نه فقط برای دولت چهاردهم، بلکه برای آینده جامعه ایرانی.
جعفر رضایی – مدیرمسئول