نگاهی به بحران جاری در عراق، که یکی از شدیدترین دورههای خشکسالی طی ۲۵ سال گذشته را تجربه میکند، نشان میدهد که مدیریت ناکارآمد و دیپلماسی منفعل میتواند پیامدهای فاجعهباری داشته باشد. ترکیه با پروژه عظیم سدسازی در حوضههای دجله و فرات، جریان آب را به انحصار خود درآورده و سهم کشورهای پاییندست از جمله عراق و ایران را کاهش داده است. اقدامات آنکارا نه تنها امنیت غذایی و کشاورزی عراق را تهدید میکند، بلکه تأثیرات غیرمستقیمی بر منابع آبهای مرزی و زیرزمینی غرب ایران نیز داشته و خشکی و بیابانزایی را در استانهای مرزی تشدید کرده است.
از منظر اقتصادی، کاهش منابع آبی مستقیما با تولیدات کشاورزی و امنیت غذایی مرتبط است. ایران، کشوری با جمعیت بالا و وابستگی قابل توجه به کشاورزی و صنایع وابسته به آب، نمیتواند به سیاستهای صرفا داخلی اکتفا کند. وقتی سطح آبهای زیرزمینی کاهش مییابد، ظرفیت تولید محصولات زراعی و دامی محدود میشود، قیمتها افزایش مییابد و فشار بر خانوارها و اقتصاد کلان کشور تشدید میشود. مدیریت ناکارآمد آب، علاوه بر اثرات مستقیم اقتصادی، میتواند افزایش مهاجرتهای داخلی، کاهش اشتغال در مناطق روستایی و فشارهای اجتماعی را در پی داشته باشد.
در حوزه سیاسی و ژئوپلیتیک، منابع آب به ابزاری قدرتساز تبدیل شدهاند. ترکیه، با پروژههای سدسازی و کنترل جریان رودخانهها، به دنبال تثبیت جایگاه خود به عنوان «بانک آب خاورمیانه» است؛ امری که تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی و منافع اقتصادی کشورهای پاییندست ایجاد میکند. ایران نمیتواند در این شرایط به سیاست تعویق متکی باشد؛ زیرا هزینه غفلت، از کاهش منابع آب گرفته تا تهدید امنیت غذایی و زیستمحیطی، به مراتب بالاتر از هزینه سرمایهگذاری در دیپلماسی فعال و مدیریت پایدار منابع آبی است.
راهکارهای ایران باید دو بعد داخلی و خارجی را بهطور همزمان مدنظر قرار دهد. در بعد داخلی، استفاده از فناوریهای نوین مدیریت آب، بهرهبرداری بهینه از منابع زیرزمینی، تصفیه و بازچرخانی آب، جمعآوری آب باران و نمکزدایی، اجتنابناپذیر است. از سوی دیگر، در بعد خارجی، ایران باید سیاست خارجی فعال و مبتنی بر دیپلماسی آب داشته باشد؛ مذاکره با همسایگان برای تقسیم عادلانه منابع، ایجاد سازوکارهای منطقهای مدیریت آب و پایش پروژههای سدسازی و منابع آب مشترک، جزو ضرورتهای فوری است.
ایران در صورتی میتواند از بحرانهای آتی عبور کند که دیپلماسی آب را به یک سیاست ملی، بلندمدت و هوشمندانه تبدیل کند؛ سیاستی که متکی بر دانش فنی، پیشبینی اقتصادی و مدیریت سیاسی باشد.
اگر امروز این موضوع نادیده گرفته شود، فردا ایران با کاهش ظرفیت تولید، افزایش نابرابریهای اجتماعی، بحران محیطزیستی و فشارهای ژئوپلیتیک مواجه خواهد شد. در عصر کمآبی و خشکسالی، دیپلماسی آب نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای تضمین امنیت ملی، ثبات اقتصادی و توسعه پایدار کشور است.
حمیدمیرزایی نژاد-صاحب امتیاز