واقعیت این است که پشت صحنه پرزرقوبرقِ تبریکها و لوحهای تقدیر، تحریریههایی قرار دارند که زیر بار تنگنای اقتصادی خم شدهاند. افزایش افسارگسیخته قیمت کاغذ، کاهش شدید درآمدهای تبلیغاتی، فشارهای مالیاتی و نبود حمایتهای هدفمند، رسانهها را به بدنی نحیف و لرزان بدل کرده است که با هر تکانه، نخست خبرنگارانش را با مشکلات روبهرومیکند. تعدیلهای فصلی، قراردادهای سست و دستمزدهایی که با حداقل معیشت فاصله دارد، بخشی از چهره پنهان این بحران است.
این معضل فراتر از رابطه کارگری-کارفرمایی در رسانههاست؛ از کالبد بیجان اقتصاد رسانه تا نبود اراده سیاسی کلان برای حل مسائل بنیادین این حوزه. در چنین شرایطی، خبرنگاری که مسئولانه از حقوق شهروندی، آزادی بیان و شفافیت دفاع میکند، در دفاع از حقوق صنفی خود تنهاست. نه تشکیلات نیرومند دارد، نه بیمهای که دغدغهی بازنشستگیاش را کم کند، نه امنیت شغلی که دلگرمش کند به آینده.
وعدههای پرشمار در حوزه مسکن، بیمه، تسهیلات رفاهی و حتی شمول در فهرست مشاغل سخت، هنوز در حد سخن ماندهاند. بخش بزرگی از جامعه مطبوعاتی، با وجود سالها فعالیت مستمر، در دریافت بدیهیترین حقوق قانونی نیز با تفسیرهای دوگانه و بیتوجهی نهادهای مسئول مواجه است.
روز خبرنگار، باید نقطه تمرکز بر این واقعیتها باشد؛ نه فقط یادآور تعارفات زیبا. این روز، اگر قرار است معنایی داشته باشد، باید روز مطالبهگری باشد. روزی که جامعه، نهادهای صنفی، دولت و حتی خود روزنامهنگاران، تصویر روشنتری از وضعیت موجود ترسیم کنند و برای تغییر آن صدای مشترکی بسازند. تا زمانی که زیست حرفهای خبرنگاران، چنین نامطمئن باشد، نمیتوان از رسانه قوی و مستقل سخن گفت و تا زمانی که دولتها تنها به تحسین بسنده کنند، نه به حمایت، نباید از جامعه انتظار داشت به مطبوعات و رسانهها اعتماد کند. تشکر از همکاران مطبوعاتیام در عصر رسانه و همه رسانههای کشور را به عنوان آخرین جملات مطرح میکنم تا به هدف نوشتههایم پایبند باشم که تجلیل از خبرنگار فقط در یک مناسبت کافی نیست، بلکه مسئولان باید با راهکارهای تقویت رسانهها و اقتصاد روزنامهها بتوانند فرایند تامین حداقلهای خبرنگاری را رقم بزنند. امید دارم آن روز فرا برسد و خبرنگاران فراخور اهمیت و نقشی که در روشنگری و مطالبه حقوق مردم دارند از زندگی و معیشت متناسب برخوردار شوند.
جعفررضایی-مدیرمسئول