۱۴۰۵-۰۳-۱۲ ۲۳:۵۳

سیاست‌های بلاتکلیف، بازار بی‌افق

بازار سرمایه در ایران بار دیگر در میانه‌ یک بن‌بست ساختاری قرار گرفته است؛ بن‌بستی که نه از جنس نوسانات کوتاه‌مدت و نه از جنس بدبینی‌های مقطعی است، بلکه بازتابی از بحران عمیق‌تری در ساختار تصمیم‌سازی کشور است. مسئله امروز بورس، تنها فقدان حمایت نیست؛ بلکه غیبت یک چشم‌انداز قابل اتکا است که سرمایه‌گذار بتواند بر اساس آن آینده‌نگری کند و به قیمت‌ها معنا دهد.

در اغلب بازارهای مالی، سرمایه‌گذاری یعنی خرید آینده. یعنی بازاری که قرار است بازتابی از سودآوری آتی شرکت‌ها باشد، نه آینه‌ای از بی‌تصمیمی‌های امروز. اما در فضای فعلی اقتصاد ایران، آینده نه تنها مبهم که فاقد نقشه است. هر روز، بازار سرمایه با سیگنال‌هایی متضاد و گاه متناقض از سمت دولت، بانک مرکزی، وزارت صمت و نهادهای سیاست‌گذار مواجه می‌شود؛ از وعده ثبات ارزی تا تصمیم‌های ناگهانی در حوزه قیمت‌گذاری، از انجماد سیاست پولی تا تزریق بی‌هدف نقدینگی به برخی صنایع خاص. در این شرایط، چگونه می‌توان انتظار داشت سرمایه‌گذار رفتار منطقی و بلندمدت داشته باشد؟

مسئله اصلی امروز، نه کمبود نقدینگی در بازار، بلکه کم‌رمقی اعتماد است. در چنین وضعیتی، حتی ارزندگی نسبی برخی نمادها نیز نمی‌تواند انگیزه‌ای برای ورود پول هوشمند ایجاد کند، زیرا ریسک‌های فراساختاری،اعم از سیاسی، ژئوپلیتیک و نهادی، بر هر تحلیل بنیادی چیره شده‌اند. بازار در نبود سیاست‌های کلان منسجم، فاقد افق راهبردی است. این یعنی حرکت نقدینگی نه بر اساس منطق تحلیل، بلکه براساس ترس و هیجان صورت می‌گیرد؛ رفتاری که در اساس شکننده است.

پرسش کلیدی این است: آیا می‌توان بدون اصلاحات عمیق در حوزه‌های سیاست‌گذاری اقتصادی، صرفاً با وعده تزریق نقدینگی یا طراحی بسته‌های حمایتی موردی، بازار را نجات داد؟ پاسخ منفی است. مادامی که اقتصاد کشور به ناترازی‌های مزمن (در بودجه، در انرژی، در نظام بانکی) دچار است و درهای تعاملات خارجی همچنان بسته مانده، هرگونه امید به جهش پایدار بازار سرمایه خوش‌بینانه خواهد بود.

بازار سرمایه، نیازمند بازتعریف نقش خود در معماری اقتصادی کشور است. نمی‌توان آن را صرفاً ویترین اقتصاد دانست که در مواقع لزوم، با چند حرکت صوری بهبود یابد. بلکه باید به عنوان شاخص پیشرو سیاست‌های اقتصادی در نظر گرفته شود. به این معنا که هرگونه اصلاح در حوزه‌هایی چون سیاست‌های پولی، ارزی، نرخ‌گذاری نهاده‌ها، یا نظام مالیاتی، اثر فوری و واقعی در بازار سهام خواهد داشت و بالعکس، هر تزلزل یا بی‌ثباتی، نخستین بازتابش در شاخص‌ها و جریان نقدینگی بروز خواهد کرد.

در پایان باید گفت، دوران تصمیمات نمایشی در بورس به سر آمده است. نه حمایت‌های موردی، نه وعده‌های کوتاه‌مدت و نه حتی رشدهای مقطعی نمی‌تواند اعتماد ازدست‌رفته را بازسازی کند. تنها راه‌حل پایدار، بازسازی ساختارهای سیاست‌گذاری و ترمیم افق اقتصاد ملی است؛ آنجا که بازار بتواند دوباره به آینده اعتماد کند. تا آن زمان، بازار سرمایه نه میز تحلیل حرفه‌ای‌ها، که میدان فرار سرمایه‌گذاران خواهد بود.

جعفر رضایی-مدیرمسئول

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پذیرش آگهی

چاپ انواع آگهی روزنامه های کثیرالانتشار

پاسخگویی 24 ساعته

پذیرش تلفنی 66973817-021