اقتصاد ایران این روزها نه تنها با فشار تورم، تحریم و کسری منابع مالی روبهروست، بلکه ناترازیهای زیرساختی و بحرانهای انرژی، چالشی خاموش اما جدی را بر سر راه تولید شکل دادهاند. اگرچه همگان نگاهشان به صنایع بزرگ و گزارشهای رسمی است، واقعیت آن است که ضربه واقعی به قلب اقتصاد، از مسیر واحدهای کوچک و متوسط وارد میشود؛ همان کارگاههایی که با ظرفیت پایین، نیروی کم و حاشیه سود محدود فعالیت میکنند. بر اساس آمارهای اعلام شده از ۷۵هزار واحد صنعتی کشور، حدود ۷۰هزار واحد را صنایع کوچک و متوسط معادل بیش از ۹۰درصد صنایع تشکیل میدهند.
از این تعداد تقریبا ۵۳هزار واحد صنعتی در شهرکها و نواحی صنعتی کشور مستقر هستند. این فقط به آمار و تعداد واحدهای بنگاههای خرد خلاصه نمیشود، چراکه این بخش از صنایع تاثیر بسزایی در اشتغال دارند و در دنیا به عنوان موتور محرکه تولید و اشتغال از آنها نام برده میشود.
اما گزارشهای میدانی نشان میدهد،خاموشیهای مکرر برق و محدودیت در تأمین گاز، این واحدها را در وضعیتی اضطراری قرار داده است. برای یک کارخانه کوچک با تعداد محدودی کارگر، هر ساعت خاموشی به معنای توقف تولید، از بین رفتن مواد اولیه و افزایش هزینههای عملیاتی است. سودی که از تولید انتظار میرود به سرعت در برابر هزینهها تحلیل میرود و ادامه فعالیت اقتصادی را بیصرفه میسازد. در این میان، صنایع بزرگ با منابع مالی و ظرفیتهای جایگزین، مانند ژنراتور یا تجهیزات پشتیبان، امکان عبور از بحران را دارند، اما کارگاههای کوچک هیچ حفاظتی در برابر این شوکها ندارند.
نکته دوم، اثرات انسانی و اجتماعی این ناترازیهاست. حجم کارگران شاغل در این بخشها بسیار بالاست و شرایط بحرانی به مدیران اجازه میدهد بهسادگی، بیهیچ اطلاعرسانی گسترده، تعدیل نیرو و اخراج کارگران را انجام دهند. این مسئله نه تنها امنیت شغلی کارگران را تهدید میکند، بلکه چرخه تولید و بازار محلی را نیز دچار اختلال میسازد؛ پدیدهای که کمتر در آمار رسمی انعکاس مییابد اما پیامدهای آن طولانیمدت و مخرب است.
اگر سیاستگذاران اقتصادی و مدیران نهادهای تصمیمگیر، به این دو واقعیت توجه نکنند، ادامه ناترازیها و خاموشیها میتواند به بحران ساختاری تولید کوچک منجر شود؛ بحرانی که آثار آن در کاهش اشتغال، نابودی صنایع خرد و افزایش وابستگی به واردات، حتی در بلندمدت، آشکار خواهد شد. روشن است که برای عبور از این مرحله، نیاز به تدابیر حمایتی هدفمند، جبران خسارتهای انرژی و تأمین نقدینگی برای صنایع کوچک، بیش از هر زمان دیگری ضروری است.
بحران ناترازیها چیزی فراتر از آمار و گزارشهای مالی است؛ این بحران، ضربهای است به پیکره واقعی اقتصاد کشور و قلب تپنده تولید، جایی که هم سود و هم نیروی کار در معرض آسیبهای خاموش قرار دارند. بیتوجهی به این واقعیتها، نه تنها تولید بلکه امنیت اجتماعی و اقتصادی ایران را تهدید خواهد کرد.
حمید میرزایی نژاد – صاحب امتیاز