۱۴۰۵-۰۳-۱۲ ۲۳:۵۴

ضرورت‌های مهارت در بازار کار

در روزگاری که بازار کار هر لحظه در حال دگرگونی است، هنوز بسیاری از نظام‌های آموزشی و سیاست‌گذاران منابع انسانی با نگاه دیروزی به فردای شغلی می‌نگرند. تناقض میان آنچه جوانان در دانشگاه یا مراکز مهارتی می‌آموزند با آن‌چه کارفرمایان در عمل می‌طلبند، تبدیل به شکافی نگران‌کننده در بسیاری از کشورها شده است.

اما تجربه کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد این شکاف لزوماً سرنوشت محتوم جوامع نیست؛ می‌توان آن را با برنامه‌ریزی دقیق و سیاست‌گذاری چندسویه ترمیم کرد.

در ایران، بسیاری از جوانان فارغ‌التحصیل می‌شوند بی‌آنکه مهارتی واقعی برای ورود به بازار داشته باشند. از سوی دیگر، صنایع و شرکت‌ها نیز مدام از کمبود نیروی کار متخصص گلایه دارند. این دور باطل، نتیجه شکستی در تطبیق نظام آموزش و مهارت‌آموزی با نیازهای واقعی اقتصاد است. اما آیا این فقط یک نارسایی آموزشی است؟ یا نشانه‌ای از نبود پیوند فعال میان نهادهای آموزشی، بخش خصوصی، دولت و حتی خود دانش‌آموزان و والدین؟

در کشورهای توسعه‌یافته، مسئله مهارت‌آموزی مدت‌هاست از سطح یک دغدغه آموزشی فراتر رفته و به مسئله‌‌ای راهبردی در سیاست‌گذاری اقتصادی و اجتماعی بدل شده است. به عنوان نمونه، آلمان با نظام آموزش دوگان،  تلفیقی از کارورزی در شرکت‌ها و آموزش نظری در مدارس فنی، نسل جدیدی از نیروهای کار تربیت کرده که از همان دوران تحصیل، درگیر واقعیات بازارند.

فنلاند با انعطاف در برنامه درسی و تمرکز بر قابلیت‌های بین‌رشته‌ای، جوانانی تربیت می‌کند که نه فقط مهارت‌های فنی، بلکه مهارت‌های نرم مانند حل مسئله، ارتباطات و یادگیری مادام‌العمر را در چنته دارند. حتی در ایالات متحده که نظام آموزش عمومی کمتر متمرکز است، طی سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری روی «مدارس جامعه‌محور»، «برنامه‌های بازآموزی شغلی» و همکاری شرکت‌های بزرگ با مراکز آموزشی افزایش چشمگیری یافته است.

در عین حال،چند راهکار کلیدی برای بهبود مشارکت و پاسخ به تقاضا وجود دارد.نیاز به شفافیت اطلاعاتی مهم است؛ چه مهارت‌هایی در حال منسوخ شدن هستند و چه مهارت‌هایی در حال ظهور. سیاست‌گذار باید بر اساس داده‌های به‌روز تصمیم بگیرد، نه بر اساس برداشت‌های قدیمی. در همین حال باید از توان بزرگ خصوصی‌ها کمک گرفت. بدون حضور فعال بخش خصوصی، هیچ برنامه مهارتی پایداری موفق نخواهد بود. کارفرما باید نه فقط منتقد، بلکه همکار فرآیند آموزش باشد. مهارت‌هایی مثل کار گروهی، تفکر انتقادی، انطباق‌پذیری و مهارت‌های دیجیتال، برخلاف تصور رایج، در بسیاری مشاغل حیاتی‌تر از مهارت‌های صرفاً فنی محسوب می‌شوند. نظام‌های آموزشی باید قابلیت تطبیق سریع با تحولات تکنولوژیک را داشته باشند. در غیر این صورت، آموزش به‌جای سرمایه، به هزینه تبدیل می‌شود.

دیگر نمی‌توان به “یک بار آموزش برای تمام عمر” دل بست. بازار کار مدرن نیازمند یادگیری مادام‌العمراست؛ برنامه‌هایی برای به‌روز کردن مهارت افراد در میانه مسیر حرفه‌ای.

ایران اگرچه با چالش‌های اقتصادی و تحریمی مواجه است، اما دارای ظرفیت انسانی گسترده و جوان است. این جمعیت اگر با مهارت‌هایی واقعی تجهیز شود، نه ‌تنها بیکاری مزمن کاهش خواهد یافت، بلکه می‌تواند در توسعه اقتصادی نقش فعال‌تری بازی کند.

نظام آموزش، سیاست‌گذاران اقتصادی، نهادهای مهارتی، خانواده‌ها و خود جوانان باید به یک تفاهم جدید برسند: آموزش نباید فقط نردبانی برای مدرک باشد، بلکه باید ابزار ورود مؤثر و معنادار به بازار کار باشد.

جعفر رضایی-مدیرمسئول

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پذیرش آگهی

چاپ انواع آگهی روزنامه های کثیرالانتشار

پاسخگویی 24 ساعته

پذیرش تلفنی 66973817-021