برنامههای اخیر بانک مرکزی، از جمله بازنگری در شیوههای تخصیص ارز، اولویتبندی تقاضا و تامین هوشمند ارز برای شرکتهای صادراتمحور، گامهای مؤثری در مسیر ساماندهی بازار هستند. این اقدامات، اگر به صورت کامل و هماهنگ اجرا شوند، میتوانند در میانمدت و بلندمدت به ثبات بازار ارز کمک کنند. با این حال، تجربه نشان داده است که مدیریت کوتاهمدت بدون ایجاد اعتماد عمومی، تنها هیجانات بازار را موقتا کاهش میدهد و اثر پایدار نخواهد داشت. واقعیت این است که بازار ارز تحت تأثیر نظام چند نرخی، کمبود منابع ارزی ناشی از تحریمها و انتظارات تورمی شکل میگیرد و بدون اصلاح ساختاری، هیچ برنامهای نمیتواند تغییر بنیادین ایجاد کند.
از سوی دیگر، هدایت نقدینگی به بازار سرمایه و حوزههای تولید، نیازمند طراحی جذابیتهای واقعی و بلندمدت است. واقعیسازی قیمتها، تضمین امنیت و محرمانگی سرمایه، تسهیل ورود و خروج سرمایه و ارائه ابزارهای متنوع مالی، پیششرطهای اجتنابناپذیر برای موفقیت این سیاست هستند. مردم زمانی داراییهای خود را به بازار سرمایه وارد میکنند که اطمینان داشته باشند ارزش سرمایه حفظ شده و امکان نقدشوندگی در هر زمان فراهم است.
تقویت بازار سرمایه و توسعه ابزارهای نوین مالی، نه تنها به جذب نقدینگی کمک میکند بلکه بار تأمین مالی اقتصاد را از دوش بانکها برداشته و امکان سهامداری مستقیم مردم در پروژههای تولیدی و صنعتی را فراهم میآورد. این امر، علاوه بر افزایش تولید و اشتغال، فشار تقاضا بر بازار ارز را کاهش میدهد و به ایجاد ثبات پایدار در اقتصاد کمک میکند.
نکته کلیدی دیگر مدیریت انتظارات مردم است. کنترل هیجانات خرید، کاهش انتظارات تورمی و اعتمادسازی نسبت به سیاستهای بانک مرکزی، پیشنیاز هر سیاست ارزی موفق است. کنترل دامنه نوسان نرخ ارز، اطلاعرسانی شفاف و ارائه برنامههای قابل اجرا، میتواند بخش قابل توجهی از هیجانات بازار را مهار کند و زمینه را برای هدایت نقدینگی به سمت تولید آماده سازد.
موفقیت سیاستهای اقتصادی در شرایط کنونی تنها با ترکیب سه عنصر ممکن است: اصلاح ساختارهای ارزی، مدیریت هوشمندانه انتظارات و ایجاد جذابیتهای واقعی برای سرمایهگذاری مولد. تنها با تحقق این سه ضلع، میتوان نقدینگی سرگردان را به سمت تولید و بازار سرمایه هدایت کرد، فشار بر بازار ارز را کاهش داد و همزمان رشد اقتصادی پایدار و امنیت مالی خانوارها را تضمین کرد.
حمیدمیرزایی نژاد-صاحب امتیاز