۱۴۰۵-۰۳-۱۳ ۰۲:۰۰

عادی‌سازی زندگی  

دو مرحله جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل و در میانه این دو، ناآرامی‌های دی ماه سال گذشته را نباید با نگاه صرفا معطوف به تجاوز نظامی و ضرورت‌های آمادگی دفاعی نگریست، زیرا چنین نگاهی در درازمدت ممکن است آسیب‌های را به بار آورد که عوارض آن از استمرار جنگ و خسارت‌های فیزیکی بیشتر باشد.

 

در تحلیلی عمیق‌تر و کاربردی‌تر جامعه در شرایط فعلی با دو مخاطره روبه‌روست که هر یک از آنها در بارگذاری سیاست‌ها می‌تواند جای تامل داشته باشد. اولا تفکری حاکم شده که می‌گوید برای حفظ اقتدار داخلی باید سروشکل شهر و زندگی اجتماعی در حالت آمادگی کامل و مراقبت باشد . دوم، نگاهی است که عادی‌سازی زندگی اجتماعی و اقتصادی را ضرورت تقویت اقتصاد وکسب وکارها می‌داند. هر دو نگاه در وهله اول متین و قابل ارجاع به مسئولان دولتی و حاکمیتی است. امروز با گذشت حدود یک ماه و اندی از آتش‌بس شکننده همچنان در وضعیتی قرار گرفته‌ایم که بسیاری از مسئولان نیز آن را نه جنگ، نه صلح می‌دانند، وضعیتی که حفاظت از مردم و ادامه برخی تعطیلی‌های اجباری را در اولویت قرار می‌دهد، اما چنین شرایطی آسیب‌هایی نیز دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. بدون تردید استمرار انتظار برای واقعه و نوسان‌های سیاسی در اخبار همانقدر می‌تواند در بازارهای مختلف تاثیرگذار باشد که نفس جنگ مستقیما در آن دخالت دارد. در روزها و هفته‌های گذشته نوسان‌های کلافه‌کننده قیمت‌ها، از کالاهای اساسی گرفته تا قیمت ارز، طلا و شاخص‌های بازارایران، موجب شده بسیاری از کسب وکارها در حالت خاموشی قرار بگیرند. به عبارتی طرف عرضه در اقتصاد ایران در دو رسته کاملا متفاوت تحت تاثیر شرایطی قرار گرفته‌اند که نااطمینانی‌ها به آن دامن می‌زند. در بخش کالاهای اساسی و ضروریات زندگی تورم و جو انتظاری موجب بالارفتن قیمت‌ها شده و کسی نیست که افسار این اسب سرکش را بکشد. در بازارهای غیرضروری نیز شرایط به قدری رکودی شده که نه تقاضای موثر و قدرت خرید وجود دارد و نه سمت عرضه کالا توان قیمت‌گذاری روزانه و فروش. در چنین وضعیتی دومینوی کسادی بازارها همه مشاغل مرتبط را به انتظار برای تعیین تکلیف وضعیت وامی‌دارد. تعطیلی دانشگاه‌ها، مدارس و بی‌رونق ماندن مشاغل رسمی و غیررسمی این نتیجه و هشدار را پررنگ می‌کند که استراتژی محاصره و فشار اقتصادی آمریکا با مولفه‌های تصمیم در داخل نباید هم‌راستایی داشته باشند. بدون تردید یکی از مهمترین رویکردهای غرب در مواجهه با ایران، ایجاد اختلافات داخلی در سطح سیاسی و اقتصادی است. این رویکرد بارها و بارها نشان داده که آنها با تحمیل فشارهای اقتصادی بر بطن جامعه به دنبال موج‌سواری نظامی و سیاسی در آینده هستند. اگر چنین تحلیلی را صحیح و قابل توجه بدانیم باید درباره عادی‌سازی زندگی و کمرنگ کردن سیاست فشار بر اقتصاد ایران بیندیشیم. اینکه چه راهکارهایی برای خروج از این شرایط وجود دارد می‌توان به تفصیل بحث کرد، اما ساده‌ترین راه برای این مشکلات آمادگی برای جنگ، دیپلماسی، همزمان با عادی‌سازی امور متعدد کشور است. مسئولان باید با پرهیز از ایجاد فضای جنگ یا صلح به این دستاورد برسند که الزامات شرایط فعلی را برای زندگی معمولی مردم فراهم کنند. این الزامات در اقتصاد ایران بیش از اینکه وابسته به کارکردهای حمایتی باشد به فرهنگسازی زندگی در شرایط اضطرار بازمی‌گردد.تجربه هشت جنگ ایران و عراق نشان داد که زندگی عادی مردم زیر فشار اقتصادی و جنگ می‌تواند بسیار عادی و بدون انتظارات نوسانی در جریان باشد. البته جنگ امروز تفاوت‌هایی با جنگ ایران و عراق دارد، اما این تفاوت مانع عادی سازی زندگی و کاهش حساسیت‌ در بطن جامعه نیست. عادی‌سازی وضعیت اینترنت، عادی‌سازی زندگی اقتصادی و اجتماعی مردم، پرهیز از اظهارنظرهایی که به پروژه دشمن دامن می‌زند، رسیدگی فوری به معیشت مردم و اطمینان خاطر به طبقات کم‌درآمد که دولت حمایت از آنها را در اولویت دارد، برگزاری برنامه‌های فرهنگی و بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها با مراقبت‌های امنیتی و سیاسی، ایجاد فضای گفت‌وگو درباره جنگ و استفاده از نظرات مختلف برای تقویت انسجام ملی و در نهایت ایجاد فضای تلاش و کسب‌وکار فزاینده در دوران عدم قطعیت نه تنها می‌تواند پروژه‌های تحریمی و فشار اقتصادی را خنثی کند، بلکه این امکان را فراهم خواهد کرد که رویکرد اقتصادی معمول در جامعه ایرانی به رویکردی سازنده‌تر تبدیل شود. برای رسیدن به این مهم باید در کنار حفظ اقتدار داخلی به اقتدار و بازدارندگی اقتصادی هم بیندیشیم.

حمیدمیرزایی نژاد-صاحب امتیاز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پذیرش آگهی

چاپ انواع آگهی روزنامه های کثیرالانتشار

پاسخگویی 24 ساعته

پذیرش تلفنی 66973817-021