بر اساس تمامی استانداردهای جهانی، شاخص کیفیت هوا بالای ۳۰۰ معادل شرایط «بسیار خطرناک» است. در چنین شرایطی، صرفنظر از سن، جنس و وضعیت سلامت، همه افراد جامعه در معرض تهدیدهای جدی قلبی، تنفسی و ایمنی قرار میگیرند. اما آنچه امروز در تهران و برخی شهرهای ایران در حال وقوع است، نه فقط عبور از این آستانه، بلکه عادیسازیِ یک وضعیت حاد در متن فضای سیاسی و رسانهای کشور است.
«قانون هوای پاک» یکی از جامعترین چارچوبهای حقوقی کشور در حوزه محیطزیست است. این قانون به روشنی مسئولیتهای هریک از نهادهای دولتی، صنعتی، شهری و حتی امنیتی را در کاهش آلودگی هوا تعریف کرده است. اما اجرای آن، به دلایل متعدد از جمله نبود منابع مالی، ضعف در هماهنگی بینبخشی، و خلأ در اراده، متوقف یا خنثی شده است.
پراکندگی نهادهای متولی، نبود ساختار پاسخگو و تأخیر در مداخله اضطراری باعث شده که حتی در شرایط بحران، وظایف ابتدایی مانند تشکیل کارگروههای اضطراری، محدودسازی فعالیت صنایع آلاینده، یا تعطیلی برنامهریزیشده مراکز حساس، به درستی انجام نشود. البته این نکته قابل ذکر است که مسئولان منشاء آلودگی را گاهی بیرون از مرزها و گاهی ناشی از خشکسالی و تلابهای خشکشده در داخل کشور میدانند که به ظاهر از دست آنها خارج است. برخلاف تصور رایج، منشأ گردوغبارهای اخیر بیشتر از آنکه طبیعی باشد، محصول رفتار انسانی است. کاهش سطح آبهای زیرزمینی، تخریب پوشش گیاهی در حاشیه شهرها، ساختوساز بیرویه در دشتهای جنوبی و غربی تهران و استفاده بیرویه از منابع آب سطحی، همگی عواملی هستند که مستقیماً با تصمیمات انسانی و خطاهای برنامهریزی مرتبطند.
دادههای رسمی نیز نشان میدهد که افزایش جمعیت، مهاجرت از روستاها، شور شدن خاک، و تغییر الگوی کشت، از جمله مهمترین عوامل غیرمستقیم در تقویت کانونهای گرد و غبار هستند. در واقع ما با یک زنجیره علت توسعهزدا مواجهیم؛ توسعهای که نه پایدار بوده، نه متوازن، و نه با ملاحظات محیطزیستی همراه.
آلودگی هوا دیگر تنها یک مسئله بهداشتی نیست؛ مسئلهای استراتژیک است که میتواند بر نرخ مرگومیر، هزینههای درمان، بهرهوری نیروی کار، کیفیت زندگی و حتی امنیت اقتصادی کشور تأثیرگذار باشد. طبق تخمینهای بینالمللی، کشورهایی که درگیر بحرانهای شدید آلودگی هوا هستند، سالانه بین ۲ تا ۵ درصد تولید ناخالص داخلی خود را صرف تبعات مستقیم و غیرمستقیم آن میکنند. اگر تهران در چنین مسیری ادامه دهد، باید منتظر تأثیرات ترکیبی این بحران در حوزه اشتغال، مهاجرت، فرار سرمایه و بیثباتی اجتماعی باشیم.
راهکار چیست؟ اولین گام، بازگشت به حاکمیت قانون و احیای واقعی «قانون هوای پاک» است. نهادهای ذیربط باید مورد سوال قرار گیرند. برنامههایی که صرفاً در قالب توصیه و هشدار خلاصه میشوند، جای خود را باید به مداخلات الزامآور و هدفمند بدهند. استفاده از فناوریهای نوین برای پایش آلودگی، توسعه صنایع پاک، کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی، و مدیریت یکپارچه منابع طبیعی از جمله محورهای کلیدی در بازطراحی سیاستهای محیطزیستی هستند.
تهران، آینهای از آینده بسیاری از شهرهای کشور است. اگر امروز در برابر بحران آلودگی هوا، تنها با توصیه و هشدار مواجه شویم، فردا باید آماده پذیرش تبعات جبرانناپذیر اقتصادی، اجتماعی و انسانی آن باشیم.
حمید میرزایی نژاد-صاحب امتیاز