این حضور در درجه اول، نشانهای روشن از شجاعت، ابتکار و مدیریت هوشمندانهای بود که حتی در شرایط پساجنگی و در سایه تهدیدهای صریح ایالات متحده و اسرائیل، با آرامش و صلابت پیام میداد: در این میدان، ایران نه بازیگر منفعل، بلکه دست بالای معادله است. حضور رهبر در کنار مردم، خود بیانیهای جامع بود. نه با خطابه، بلکه با قامت. نه با شعار، بلکه با حضور.اما در عمق این واقعه، مفهومی دیگر نیز رخ مینماید؛ جایی که رهبر انقلاب در دل مراسم عزاداری، در اوج شور حسینی، از محمود کریمی ، یکی از چهرههای فرهنگی و مذهبی کشور، میخواهد تا قطعهای در وصف «ایران» بخواند. همین انتخاب، بار دیگر نشان داد که نظام فکری جمهوری اسلامی، دین و وطن را نه بهعنوان دو قطب متعارض، بلکه بهمثابه دو بال بلندپرواز یک حقیقت واحد مینگرد.در برابر جهانی که همواره در پی آن است میان دینداری و میهندوستی در ایران دیوار بکشند، این نغمه عاشقانه «در روح و جان من، میمانی ای وطن» تبدیل شد به فریادی در دل آیینی مذهبی که بهجای تفکیک، از پیوند سخن میگوید. همان عاشورایی که برای ایستادگی در برابر ظلم آموزه دارد، حالا حامل پیام دیگری هم شده: ایستادگی برای ایران، از بستر ایمان عبور میکند. رسانههایی که این روزها مترصد هر خلأ و رخنهای هستند، بهوضوح دریافتند که «قتدار نرم» ایران در همین لحظات به ظاهر حاشیهای رقم میخورد. لحظاتی که ملت، دین، وطن، اشک، همنوایی و رهبری در کنار هم ترکیب میشوند و شکلی نو از پایداری را رقم میزنند.در دو روز گذشته، در حالی که تحلیلگران غربی همچنان درگیر بازسازی فرضیاتشان درباره وضعیت درونی ایران بودند، زمان به نفع ایران چرخید. چرا که واقعیت، پشت قاب تلویزیونهای آنها نبود. واقعیت، در میان جماعتی بود که عمیق و موثر، دور رهبری حلقه زدند؛ با اشک، با عشق، با امید.این عاشورا فقط یک شب عزاداری نبود؛ یک صحنه از بازسازی قدرت نرم بود. این تصویر، از آن دست تصاویری است که تا مدتها در حافظه سیاسی ایران و جهان باقی خواهد ماند: تصویری که میگوید، ایران همچنان در برابر زورگوییها ایستاده است.
https://asrerasaneh.ir/7vdx
مرتضی برکاتی – روزنامه نگار