وی با بیان اینکه در دوره جمهوری اسلامی، همواره استراتژی مشترک آمریکایی ها و اسرائیلی ها استراتژی فروپاشی از درون بوده است، توجه به نهاد خانواده و مسائل آن را از این دریچه حائز اهمیت دانست و یادآور شد: امیدوارم شرایط کنونی این درس را به ما بدهد که پنهان کاری، آن هم در شرایطی که براندازان نشان دادند احاطه شان بر مسائل ما از احاطه ما بر مسائل خودمان خیلی بیشتر است، بسیار احمقانه است.
پنهان کاری؛ بزرگ ترین خدمت به براندازان است
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن تاکید بر اینکه پنهانکاری یعنی پاس گل دادن به براندازان و ظرفیت زدایی از همه کسانی که دل در گرو این جامعه دارند و می خواهند کمک کنند که این جامعه آبرومند اداره شود، ادامه داد: پیام آیت الله شهید بهشتی، برای آنها که به بقا و بالندگی جامعه مان فکر میکنند، این بود که به خودتان با دقت، صادقانه و عالمانه نگاه کنید. این تاکید هم از تعالیم مولا علی ابن ابی طالب الهام گرفته شده است. قله های تجربه عملی بشر هم این را نشان می دهد. مثلا ویل دورانت در جمعبندی اش که در کتاب «تاریخ تمدن» آمده، می گوید مرگ همه تمدن ها ریشه در عوامل درونی دارد. عوامل بیرونی فقط سرعت را تغییر می دهند، تند و کند می کنند، ولی اصل ماجرا در درون رقم می خورد. بنابراین پنهان کاری در این زمینه خدمت به براندازان است.
فساد نابود کننده است
مومنی با انتقاد از برخی پنهان کاری ها در ارائه آمار و یا دستکاری و تاخیر در انتشار داده های رسمی، اضافه کرد: وقتی بدیهی ترین چیزها را ذکر می کنیم، ترجیح اول مقام های رسمی این است که تکذیب و انکار کنند و زمانی بپذیرند که دیگر راهی جز پذیرفتن وجود ندارد. ویل دورانت میگوید مرگ همه تمدن ها از درون نشات می گیرد و منشا اصلی اش هم پوسیدگی همه ابعاد حیات جمعی به واسطه گسترش و تعمیق فساد است. اصل این فساد گسترده و خانمان برانداز در کشورمان رها شده و جدل ها بر سر این است که اسمش را چه بگذارند. متوجه شویدکه فساد نابود کننده است، هم نابود کننده مشروعیت، هم نابودکننده بقا و بالندگی.
او ضمن اشاره به بخشهایی از کتاب « کاپیتالیسم، سوسیالیسم و دموکراسی » نوشته شومپیتر، که در آن به بحث فروپاشی از درون می پردازد، ادامه داد: در این کتاب در تحلیلی که راجع به آینده سرمایه داری مطرح می کند، میگوید اگر سرمایه داری یک روزی فرو بریزد، ریشه اصلی اش بروز تزلزل در نهاد خانواده است. استدلال های زیادی هم دارد.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه بزرگ ترین درس این تجربه ۱۲ روزه این بود که پنهان کاری از این ملت، خیانت است. چرا که آنها نشان دادند احاطه اطلاعاتی شان حتی از ما هم بیشتر است، افزود: چه در بحث هویت خانوادگی، چه در بحث هویت ملی، و چه حتی در بحث هویت دینی، عنصر اصلی تهدیدکننده، عوامل پیوندزداست. ما به یک ارزیابی آسیب شناختی از نظام اداره کشور، از دریچه پیوندزدایی هایی که صورت گرفته، نیاز داریم. مثلا عنوان گزارش توسعه جهانی سال ۲۰۱۱، «امنیت و توسعه» بود که می گوید در تاریخ بشر، هیچ عنصری به اندازه ظلم سیاسی و فقر و نابرابری اقتصادی، در پیوندزدایی اجتماعی نقشآفرینی نمی کند. حاکمان ما خیلی نیاز دارند که شرافتمندانه، صادقانه و عالمانه با انتقاد از خود، بگویند که شوک درمانی، سرمایه سالاری وحشیِ رانتمحور، و پشت کردن به تولید، چقدر در این پیوندزدایی ها نقش داشته است.
وی توضیح داد: عموم متفکران توسعه در این زمینه میگویند تقدم با ظلم هایی است که از ناحیه حکومت صورت می گیرد. حتی متفکران توسعه ـ چه آنهایی که رفتاری کار می کنند و چه آنها که نهادی کار می کنند ـ همگی می گویند ماجرا این است که اگر احساس مناسبات غیرعادلانه در اثر عملکرد مسئولان وجود داشته باشد، افراد و مردمی که احساس ظلم می کنند، به خودشان حق می دهند که هر هنجار اخلاقی و اجتماعی را زیر پا بگذارند و به هر ضدهنجاری مثل جاسوسی، خرابکاری، بمبگذاری و مانند آنها تن دهند. بنابراین، در این چند ساله، حکومت ما برخوردی بسیار سهلانگارانه با سیاستهای مخربِ تورمزا، اشتغال زدا، نابرابرساز و تشدیدکننده بیعدالتی داشته است. این وضعیت، به یک بازنگری بسیار جدی نیاز دارد.
اگر عزیزان به علم تمکین کنند، می توانیم جامعه مان را نجات دهیم
این اقتصاددان ضمن تاکید بر اینکه اگر عزیزان به علم تمکین کنند، این مسائل در تسخیر علم هستند و ما می توانیم جامعه مان را با بهره گیری از ظرفیت و ذخیره دانایی موجود در کشور نجات دهیم، اظهارداشت: تمام نظریههای وابستگی در بحث از ضرورت سلطه شناسی، می گویند بزرگ ترین و مهم ترین کارکرد نظام های سلطه، پیوندزدایی است. مثلا یک ساختار نهادی تعریف شده که در این کشور، هر تولیدکننده ای که غیرت ملی داشته باشد و بخواهد با عمق بخشی به ساخت داخل، بین فعالیت خودش و دیگر عناصر حیات ملی پیوند برقرار کند، تنبیه میشود و هر کس که منافع شخصیِ ضدملی و هم راستا با منافع بیگانگان را ترجیح دهد و به نام تولید، مونتاژکاری کند، وضع مالی اش بهتر می شود. به همین دلیل است که ما می گوییم به یک بازنگری سیستمی در ساختار نهادی مان نیاز داریم، به این دلیل است که این مناسباتی که به ویژه در دوره پس از جنگ، مبنای اداره اقتصاد و جامعه ما بوده، اساسش پیوندزدایی از درون و برقرار کردن پیوندهای نابرابر و مبتنی بر روابط سلطه با دنیای خارج بوده است. همین امر، کمر ما را شکسته و اگر این بی احتیاطی ها بخواهد همچنان ادامه پیدا کند، بلاهای بسیار بزرگی بر سر ما خواهد آورد.
به گفته رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد؛ عموما در بحث هایی که از این زاویه صورت می گیرند، گفته می شود حکومتی که به هر بهانه ای، از مردم خود در تعیین سرنوشت سیاسی و اقتصادی شان مشارکت زدایی کند، محکوم به فروپاشی از درون است. اگر ما اکنون درباره نحوه مشارکت مردم در انتخابات صحبت کنیم، ممکن است برخی عزیزان ده ها نوع مناقشه مطرح کنند. به این دلیل که برای پنهان کردن اصل ماجرا و گریز از مسئولیت، به دیوار انکار پناه می برند و دیوار حاشا نیز بسیار بلند است.
بزرگترین خیانت تعدیل ساختاری: حذف مردم از اقتصاد و سیاست
وی با اشاره به بخشی از داده های سرشماری کشور که نشان می دهند طی ۳۵ سال گذشته، همواره بالغ بر دو سوم جمعیت در سن فعالیت، در ایران هیچ نقشی در تولید ملی نداشته اند، ادامه داد: یعنی، بزرگ ترین خیانت برنامه های تعدیل ساختاری و شوک درمانی های شبه علمی، ناامن کننده و ضدتوسعه، به این کشور، محروم کردن مردم از مشارکت در سرنوشت اقتصادی خودشان بوده و آن را به پایین ترین سطوح تجربه شده تاریخی رسانده اند. اگر با دقت و وسواس، از دریچه اقتصاد سیاسی، مشارکت سیاسی مردم نیز در این دوره مورد بررسی قرار گیرد و فراز و فرودهای آن دیده شود، خواهید دید که وضعیت مشارکت در عرصه سیاست، اگر بدتر از مشارکت اقتصادی نباشد، بهتر هم نیست.
تقبیح تحزب، خیانت به منافع ملی بود
استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه در این زمینه، مباحثی از شهید بهشتی وجود دارد و ایشان ما را به دقت در این نکته فرا می خوانند که چرا در قرآن آمده است: «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»، عنوان کرد: به تعبیر ایشان، حتی پیامبران نیز در غیاب مشارکت مردم نمی توانند بنیان عدالت را برپا کنند. در این زمینه، به گمان من، شاه بیتِ آن روزآمدی و انطباق با اقتضائات زمانه در اندیشه های شهید بهشتی، تاکید بر این است که مشارکت، چه در حوزه سیاست و چه در اقتصاد، باید سازمان یافته باشد. کسانی که به اسم ملاحظات امنیتی یا غیرامنیتی، موفقیت خود را در تقبیح تحزب و تنبیه آنانی دیدند که برای سازمان یابی سیاسی و اقتصادی مردم ارزش قائل بودند، با یک حساب سرراست می توان نشان داد که حتی اگر نیت خیر داشتند، عملا در مسیر خیانت به منافع ملی گام برداشته اند. جامعه سازمان نیافته، در مقایسه با جامعه سازمان یافته، به حکم علی الاطلاق یک جامعه شکننده است.
شهید بهشتی تاکید داشت که منشا تفرقه، تحزب نیست؛ بی صداقتی و باندبازی تفرقه ایجاد می کند
مومنی ضمن تشریح نگاه شهید بهشتی به مسئله تحزب، به ویژه تحزب سیاسی، یادآورشد: شهید بهشتی از نخستین کوشش های علمی اش، در یکی از نخستین مقاله هایی که نگاشته، مسئله مبارزه با تحریف را یکی از مهم ترین فلسفه های بعثت انبیا دانسته است. در آنجا توضیح میدهد که، به تعبیر دکتر شریعتی، وقتی که زر و زور و تزویر با هم همپیمان می شوند برای قربانی کردن حقیقت، شیوه مسلط تبلیغاتی شان دروغ گویی، فریب و دادن آدرس های غلط است. زمانی که آقای بهشتی، حزب جمهوری اسلامی را بنیان گذاشتند، برخی ایشان را متهم کردند که «با رواج حزب بازی عامل تفرقه شده ای». اما در کتاب «حزب جمهوری اسلامی؛ گفتارها، گفت و گوها و نوشتارها» که مجموعه ای از میراث اندیشه ای ایشان در زمینه سازمان یابی سیاسی است، می فرمایند: منشا تفرقه، تحزب نیست؛ منشا تفرقه، بی صداقتی، دروغ گویی، منفعتطلبی های نامشروع، و ترجیح باندبازی به شفافیت است. می گویند فلسفه تحزب این است که بیاید برای جامعه برنامه ریزی کند، آینده نگری داشته باشد، کادر بسازد و کمک کند که آرمانها و اهداف اجتماعی به صورت سازمان یافته پیش برود.
برای تاب آوری ملی، باید پیوندها را تقویت کرد نه تضعیف
این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی اظهارداشت: از منظر همان ویژگی پیوندزاییِ هویتها ـ چه خانوادگی، چه ملی، چه دینی ـ باید گفت این رویه های پیوندزدا، که از طریق سیاست های مشوق فقر، فساد، نابرابری، وابستگی ذلت آور به دنیای خارج، مشارکت زدایی از مردم، و سلطه بی منطقی به جای استدلال اجرا می شوند، نیازمند یک بازنگری بنیادین در شیوه اداره کشور هستند. اگر قرار است در برابر تهدیدهای خارجی، قدرت انعطاف و تاب آوری خود را افزایش دهیم، باید بر تقویت پیوندها متمرکز شویم. آنانی که با هر نیتی، تفرقه را برای مطامع پست مادی خود توجیه می کنند، به تعبیر شهید بهشتی، پیرو فرعون هستند. این صریح قرآن است که میفرماید: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا». باید حواسمان باشد که اکنون با نظام سلطه رسانه ای نیز مواجهیم؛ نظامی که یکی از محورهای اصلی فعالیتش، رونق بخشی به انگیزه های تفرقه افکنانه در بین مردم است.
مومنی با یادآوری اینکه این از شاهکارهای اندیشه ای آقای بهشتی است که یکی از نخستین مقالاتی که منتشر کردند، مقاله ای با عنوان «اسلام و پیوندهای اجتماعی» است، ابراز امیدواری کرد: با بهرهگیری از میراث اندیشه ای ایشان، بتوانیم هم بفهمیم که چرا اوضاعمان به این شکل درآمده، و هم سازوکارهای اصلاح و بهبود را به درستی پیدا کنیم.