در اداره جامعه ما «تصلب در اندیشه علمی» به ویژه در حوزه اقتصاد به وضوح مشاهده می شود
وی با بیان اینکه در اداره جامعه ما «تصلب در اندیشه علمی» به ویژه در حوزه اقتصاد به وضوح مشاهده می شود، گفت: حدود چهار دهه است که روسای جمهور، فارغ از نحوه انتخابشان، حرف های بسیار متفاوتی می زنند اما در عرصه سیاست اقتصادی، مقلد یکدیگرند. پس از پایان جنگ تحمیلی، ما گرفتار تصلبی در اندیشه به نام «علم اقتصاد» شده ایم که زیر نام پرطمطراق بازارگرایی، بیش از هر متغیر دیگری در توضیح بن بستها و بحران های کشور نقش دارد. در کنار تصلب علمی، تصلب اندیشه ای دینی نیز در پیدایش وضعیت بحرانی کنونی، سهمی اساسی دارد. هرچند درباره این موضوع کمتر سخن گفته می شود و شاید پرداختن به آن با هزینه هایی همراه باشد، اما صمیمانه به شما عرض می کنم نگرش متصلب دینی به پدیده ها و امور، به ویژه در عصر شتاب تاریخی، به هیچ وجه کم هزینه تر از بنیادگرایی بازار نیست.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه آیت الله محمد سروش محلاتی در کتاب «بازگشت از بهشتی و بازگشت به بهشتی» اندیشه های شهید بهشتی را نماد نگرش دینی روزآمد و متناسب با مقتضیات زمانه می داند و تصریح کرد: او در این کتاب توضیح می دهد که پس از شهادت شهید بهشتی، آن نگاه سیستمی پویای توسعه محور به تدریج جای خود را به نگرش هایی داده است که نوعی «تطابق غیرمتعارف با بنیادگرایی بازار» دارد. این پدیده به وضعیت خاصی در جامعه ما انجامیده اگر بخواهیم روزی از چنبره این گرفتاری ها و بحرانها نجات یابیم، به طور هم زمان باید با تصلب به نام دین و تصلب به نام اقتصاد، هر دو یک برخورد انتقادی اعتلابخش داشته باشیم. در غیر این صورت نجات ناممکن است.
مردم کنار گذاشته شده اند
وی ادامه داد: اگر بخواهید جزئیات این تسلب دوگانه را بررسی کنید، شاید کتاب شهید بهشتی با عنوان «دکتر شریعتی، جستجوگری در مسیر شدن» بهترین مرجع باشد. در این کتاب، به روشنی تقابل دیدگاه های روزآمد بهشتی با نگرش های سنتی حوزوی، با مصادیق بسیار خارق العاده، توضیح داده شده است. حاصل این تلفیق دوگانه تسلب اندیشه ای در حوزه دین و اقتصاد، ما را با پدیدهای به نام «از کارکرد افتادگی سیستمی» مواجه کرده است. برای نمونه، گزارشهای رسمی متعدد نشان می دهند که در چهار دهه گذشته، میانگین رشد تولید با میانگین رشد موجودی سرمایه غیرنفتی در ایران، به طرز شگفت آوری تناسب دارند. در چارچوب تلفیق این دو رویکرد متصلب، نقشآفرینی انسان ها و خلاقیت شان در سرنوشت جامعه، در حدود غیرقابل باوری، به صفر متمایل شده است؛ علی رغم اینکه در نگاه شهید بهشتی و امام خمینی مردم صاحب حق و صاحب مملکت هستند. اما اینها کنار گذاشته شده اند.
هشدار نسبت به مشارکت زدایی ساختاری مردم از سرنوشت اقتصادی و اجتماعی کشور
مومنی اضافه کرد: من این پدیده را «مشارکت زدایی از مردم در رقم زدن سرنوشت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود» می نامم. برای درک ابعاد این مشارکت زدایی، کافی است به داده های سرشماری های نزدیک به چهار دهه اخیر مراجعه کنید؛ داده هایی که با نوساناتی جزئی نشان میدهند نزدیک به دو سوم جمعیت در سن فعالیت هیچ نقشی در تولید ملی ندارند. این یک آمار رسمی و کاملا گویاست.
این اقتصاددان با بیان اینکه اگر بخواهم ما به ازای این مشارکت زدایی را در حوزه های سیاسی و اجتماعی هم بیان کنم، بحث محل مناقشه خواهد شد، یادآورشد: در این حوزه ها نیز، شرایط به گونه ای است که باید به مشارکت اقتصادی مردم صد رحمت فرستاد. در این زمینه نیز می توانید به گزارش سه جلدی وزارت کشور با عنوان بررسی وضعیت اجتماعی کشور مراجعه کنید. داده های آن گزارش ها به اندازه کافی گویا هستند.
از سال ۱۳۸۴ تا امروز با بیسابقه ترین روندهای قهقرایی روبرو بوده ایم
او با بیان اینکه در این از کارکرد افتادگی سیستمی ما با چند نوع اختلال روبرو هستیم؛ از جمله اینکه مفاهیم، اعداد و ارقام و سیاستها از کارکرد افتاده اند و هرکدام از اینها شرح مفصل و جانسوزی دارند، توضیح داد: برای مثال، شاید کمتر کسی بداند که در حالی که از سال ۱۳۸۴ تا امروز با بیسابقه ترین روندهای قهقرایی روبرو بوده ایم، در برخی سالها از نظر نرخ رشد تولید اتفاق افتاده، رتبه اول جهان را از نظر صورت و ظاهر داشته! اما این رشد، در عمل کارکردی نداشته و شبیه به دورانهای افول رشد اقتصادی بوده است. این موضوع به اندازه غیر قابل وصفی تکان دهنده است. در چارچوب این از کارکردافتادگی سیستمی، در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع، با انبوهی از وارونگیها و واژگونگی ها روبرو هستیم. مثلا برای اینکه این در نظام مالیاتی، بیشترین توان سیستم مالیاتی در اخذ مالیات از حقوق بگیران است که ضعیف ترین اقشار جامعهاند، در حالی که کمترین سطح قابلیت آن، مربوط به قله های انباشته شده درآمدی فاسد و مبتنی بر مفت خوارگی است.
ریشه بسیاری از بحرانها و بی عدالتی ها در سیاست های شوک زا نهفته است
به باور مومنی؛ در طی بیش از ۳۷ سال گذشته، از حیث اقتصادی، هیچ عاملی به اندازه شوک درمانی در نرخ ارز، نرخ بهره، و نرخ حاملهای انرژی قدرت تبیینی نداشته است. به عبارتی، ریشه بسیاری از بحرانها و بی عدالتیها در همین سیاستهای شوک زا نهفته است.
او با اشاره به بخشهایی از کتاب «تاریخ نگاری ۶۰ ساله اقتصاد ایران» نوشته دکتر عباس شاکری، که تحولات اقتصاد کلان ایران را از سال ۱۳۴۰ تا ۱۴۰۰ تحلیل کرده، گفت: به جرات می گویم کاری با این عمق و دقت، در حوزه اقتصاد ایران کم نظیر است. این کتاب میتواند چراغ راهی باشد برای آنان که هنوز اهل ایمان اند و نمی خواهند برای بار هفتاد و یکم از یک سوراخ گزیده شوند.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه از حیث سیاسی نیز، آنچه بیشترین قدرت توضیح دهندگی در تکوین ناهنجاریها و ناکامیها داشته، توزیع ناعادلانه قدرت است. در این سرزمین که ادبیات جایگاهی بلند دارد، برای پلیدترین مفاهیم، زیباترین نامها برمی گزینند. قله این توزیع ناعادلانه قدرت را برخی «حکومت یکدست» نام نهاده اند. اما همه شواهد داخلی و بینالمللی گواهی می دهند که در دو تجربه پساجنگ که حکومت یک دست پدید آمد، قله فساد، تخریب محیط زیست، و فشار کشنده بر معیشت مردم نیز در همان ایام رقم خورد.
عدالت در توزیع قدرت، پیشنیاز عدالت اقتصادی
مومنی تاکید کرد: از منظر سیاسی، اگر راه برون رفت از شکلهای ظاهری و نمایشی مشارکت مردم را بجوییم، باید به نقش حیاتی مشارکت حقیقی مردم در سرنوشت خویش توجه کنیم. حقیقت آن است که توزیع عادلانه قدرت، مقدم است بر توزیع عادلانه ثروت، منزلت، اطلاعات، صدا و سازمان. عدالت در توزیع قدرت، نیروی محرکه ای است برای ظهور شایستگان و صاحبان اهلیت در مناصب کلیدی. اگر قادر باشیم، با صداقت و خردورزی، مساله را آن گونه که هست ببینیم، و پس از مقام توصیف، آن را به طرزی عالمانه و روشمند تحلیل کنیم، آنگاه تجویزهای راهگشا نیز دست یافتنی خواهند بود. حتی از همین توصیف و تحلیل، میتوان فهرستی از «بایدها و نبایدها» استخراج کرد، فهرستی که البته همچنان قابلیت تکمیل دارد.
بازگشت به دو شاقول دهه نخست انقلاب؛ معیشت با عزت و تولید فناورانه، راه نجات کشور
وی یادآورشد: برای آنکه آدرس این راه نجات را به صورت تلگرافی تقدیم کنم، عرض می کنم: تمام آنچه باید کرد و نباید کرد، در واقع بازگشت به دو شاقول بنیادین است که در دهه نخست انقلاب اسلامی، مبنای قاعده گذاریها بود. تا زمانی که حاکمیت به آن دو شاقول وفادار ماند، جامعه اسلامی تر، پاک دامن تر و کارآمد تر بود و مردم نیز احساس تعلق بیشتری به نظام داشتند. این دو شاقول چه بود؟ همان چیزیست که امروز در مرکز اندیشه توسعه قرار دارد: «نخست، محور قرار دادن معیشت مردم همراه با حفظ عزت نفس آنان و شاقول دوم، وضعیت تولید فناورانه در ایران است.
اگر معیشت مردم محور نباشد، سقوط می کنیم
این اقتصاددان توضیح داد: هر سیاستی باید با این شاقول سنجیده شود. اگر محرز شد که سیاستی موجب وخامت وضع معیشتی طبقات متوسط و فرودست میشود، باید از آن پرهیز کرد. این اصل، در تمام سالهای ابتدایی انقلاب کارآمد بود و ما را یاری کرد تا جنگی نابرابر و آکنده از ناجوانمردی را، آبرومندانه اداره کنیم. چون مردم ستون فقرات امنیت ملی هستند؛ اگر معیشت مردم محور نباشد، سقوط می کنیم.
جنایت علیه معیشت با نام های فریبنده؛ از جراحی اقتصادی تا شوک درمانی به فرمان مافیا
مومنی تاکید کرد: در این سالها، هرگاه اراده ای برای جنایت علیه معیشت مردم شکل گرفت، آن را با الفاظ فریبنده ای چون «پیچ تاریخی»، «جراحی اقتصادی» و… نامگذاری کردند و حتی برخی فراتر رفتند و به صراحت از ضرورت واردات ابزار سرکوب برای مقابله با معترضان سخن گفتند. کسانی این عبارات را بر زبان راندند؛ اما چون قباحت همه چیز در سایه آن از کار افتادگی سیستمی ریخته، این کلمات دیگر چندان هولناک نمی نماید. ببینید کار به کجا رسیده که در سرمقاله روزنامه ای مشهور به نمایندگی منافع مافیاها که صدای آنها است، در اول شهریور ۱۳۹۶، به صراحت خطاب به رئیس جمهور تازه انتخابشده می نویسند: «دیگر بهانه پرهیز از شوک نرخ ارز از ترس رای مردم را نداری؛ رأیت را گرفتی، حالا به سمت شوک درمانی برو.» ببینید که تا چه اندازه، این مناسبات آلوده، از درون یک اقتصاد سیاسی منحرف سر برآورده دردناک است و چه گستاخانه، علنا با مسئولان کشور مانند گماشتگان خود سخن می گویند.
این اقتصاددان در توضیح شاقول دومی که در دوره جنگ در ایران ملاک قرار می گرفت با عنوان وضعیت تولید فناورانه در ایران، گفت: اکنون مجال نیست تا وجوه تراژیک آنچه امروز به نام تولید جریان دارد را بازگو کنم. نظام نهادی فعلی، به دلالها، وارداتچیها، رباخواران و مافیاها، نامتعارف ترین پاداشها را میدهد؛ و در عوض، به تولیدکنندگان شرافتمندی که به عمق بخشی ساخت داخل و بنیه ملی اهتمام دارند، بیشترین فشارها و نارواییها را روا می دارد.
مومنی اضافه کرد: هم آنکه چرا به این وضعیت اسف بار دچار شده ایم و طمع بیگانگان برانگیخته شده و هم راهکارهای برونرفت از این وضعیت، همه در تسخیر علم و عقلانیت است. بنابراین، باید امیدوار بود که این شوک ظالمانه حمله تجاوزکارانه یک رژیم جعلی، آنچنان تلنگری باشد که از آه و ناله های چند ده ساله کارشناسان دلسوز کشور کارآمدتر عمل کند و آنانی که در خواب بودند، بیدار شوند؛ و آنانی که به آلت دست مافیاها بدل شده اند و منافع مردم را به تاراج داده اند، کنار روند. آنگاه خواهید دید که چه انرژی ای آزاد خواهد شد از دل انسانهای با غیرت، تحصیل کرده و دلسوز این مرز و بوم و چه دستاوردهایی پدید خواهد آمد.