اقتصاددانان نئوکلاسیک سرمایه انسانی را موتور رشد میدانند. این نظریه فرض میکند هرچه تحصیل و آموزش افزایش یابد، بهرهوری و درآمد هم بالاتر میرود. اما ایران به تجربه نشان داده که تزریق آموزش عالی بدون پیوند به نیازهای ساختاری اقتصاد، الزاماً منجر به اشتغال نمیشود. در واقع، ما با پدیدهای مواجهیم که میتوان آن را “انباشت ناکارآمد سرمایه انسانی” نامید؛ سرمایهگذاری عظیم خانوارها و دولت در آموزش عالی، بدون بازده اقتصادی قابل قبول.
بازار کار ایران به دلایل متعددی قادر به جذب این سرمایه نیست. کوچک بودن بخش خصوصی مولد، عدم توسعه صنایع دانشبنیان، و ضعف نهادهای واسط بین آموزش و اشتغال (نظیر نهادهای اعتبارسنجی مهارت یا مراکز کاریابی تخصصی). از سوی دیگر، فشارهای تورمی و تحریمها نیز موجب شدهاند که بنگاهها نهتنها فرصت رشد نداشته باشند، بلکه در حال کوچکسازی و تعدیل نیرو باشند.
اگر دانشگاه، در نظام نهادگرایانه اقتصاد، نهادی است برای تولید دانش متناسب با تقاضا، پس باید از خود بپرسیم، این تقاضا کجاست؟ در اقتصاد ایران، صنعت بهدلیل دههها حمایت رانتی، وارداتمحور بودن و محدودیت در رقابت، انگیزهای برای نوآوری و جذب نیروهای متخصص ندارد. از آنسو، دانشگاهها عمدتاً بر مدلهای نظری، مدرکمحور، و بدون تعامل با بخش واقعی اقتصاد حرکت کردهاند.
نتیجه این گسست نهادی، شکاف عمیق بین عرضه و تقاضای نیروی کار است. کارفرما به دنبال مهارت است، اما نظام آموزش عالی محصولی نظری تحویل میدهد؛ دانشجو به دنبال اعتبار اجتماعی است، نه لزوماً قابلیت شغلی؛ و دولت نیز به جای اصلاح ساختار، به دنبال تولید آمارهای کوتاهمدت کاهش بیکاری است، حتی اگر آن آمار ناشی از افزایش NEETها (جوانان بدون تحصیل، مهارت یا شغل) باشد.
مهارتها کلید گشایش در بحران بیکاری هستند، اما به هیچ وجه عصای جادویی نیستند. بدون وجود تقاضای واقعی در بازار کار، آموزشهای فنی و حرفهای تنها به تولید «بیکاران ماهر» منجر میشود. مشکل اصلی فقط این نیست که چه مهارتهایی باید آموخته شود، بلکه این است که چرا و برای چه نیازهایی باید آموزش داده شود. این مسئله را نمیتوان در چارچوب کلاسهای درس حل کرد؛ بلکه باید در بطن یک سیاستگذاری اقتصادی منسجم و هماهنگ پاسخ داده شود. در غیر این صورت، هر نسل از جوانان، با امید به آیندهای بهتر، وارد دانشگاهها میشود و از آنجا با مدرکی در دست، اما بدون مهارت واقعی و فرصت شغلی مناسب خارج میشود. این چرخه معیوب نیازمند اصلاح ساختاری و همکاری همه نهادهای مرتبط است تا هم مهارتها و هم فرصتهای شغلی به صورت همزمان توسعه یابند.
حمیدمیرزایی نژاد-صاحب امتیاز