۱۴۰۵-۰۳-۱۳ ۰۱:۰۴

یکپارچگی دولت در اقتصاد

در هر نظام اقتصادی، وضعیت جنگ به‌مثابه یک شوک برون‌زا، صورت‌بندیِ قواعد پیشین را تغییر می‌دهد. جنگ، همان‌گونه که تئوری‌های اقتصاد کلان نشان می‌دهد، نه صرفاً یک اختلال موقت، بلکه وضعیتی جایگزین از تخصیص منابع را به‌وجود می‌آورد. در چنین وضعیت‌هایی، نسبت میان دولت، بازار و جامعه بازتعریف می‌شود؛

صورت‌های اقتصاد، دیگر بر بنیان رقابت، سودآوری یا حتی بهره‌وری صرف شکل نمی‌گیرند، بلکه بر محور تاب‌آوری، بقا و اولویت‌های ملی بازچینش می‌شوند.اقتصاد جنگی، اقتصادی است که نه به‌دلخواه، بلکه به‌ضرورت، از الگوی عادی خود خارج می‌شود. دولت به مثابه تنظیم‌گر کلان، وارد نقش‌های حاکمیتی گسترده‌تری می‌شود؛ بازتوزیع منابع، سهمیه‌بندی، اولویت‌بخشی به کالاهای اساسی و کنترل جریان نقدینگی. این‌ها نه انتخاب‌‌های ساده، بلکه پاسخ‌هایی عملگرایانه به اختلال در زنجیره عرضه، بی‌ثباتی ارزی، و افزایش انتظارات تورمی هستند. گرچه ایران در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل نشان داد که توان اقتصادی خود را حفظ کرده، اما این واقعه نشانه‌ای بود برای آماده‌سازی اقتصاد ایران برای شرایط مشابه.

کنترل تورم، کاهش التهابات ارزی و تلاش برای حفظ اعتماد عمومی، مهمترین رویکردی است که باید دولت‌ها در نظر بگیرند. مهم‌ترین ابزار این حوزه، یکپارچگی سیاست‌گذاری است؛ به‌ویژه در هماهنگی بانک مرکزی، وزارت اقتصاد، نهادهای بودجه‌ای و تنظیم‌گران بازار. از سوی دیگر بسیج منابع باید مد نظر باشد. در این صورت‌بندی، دولت از ابزارهایی چون اولویت‌بندی در تخصیص ارز، دسترسی ویژه صنایع دفاعی یا درمانی به منابع و حتی مداخلات قیمتی در بازار استفاده می‌کند تا ظرفیت ملی حفظ شود. اگر جنگ منجر به تعطیلی بخشی از تولید یا اشتغال شود، سیاست حمایتی تنها با منطق عدالت اجتماعی قابل‌توجیه نیست؛ بلکه در اقتصاد جنگی، این حمایت بخشی از حفظ ستون فقرات اقتصاد ملی است.
با اینکه ایران در گذر از جنگ اخیر به سلامت عبور کرده و همدلی و همراهی مردم مشکلات را مرتفع کرد، اما نکته کلیدی در فهم شرایط آن است که بازارها گاهی در وضعیت بحرانی، رفتاری پیش‌بینی‌ناپذیر دارند. انتظارات تورمی در این شرایط به‌ جای آنکه تابع داده‌های واقعی باشد، به‌شدت به “تصویر آینده” در ذهن عاملان اقتصادی وابسته است. در این صورت، مدیریت تصویرسازی اقتصادی (یا همان روایت اقتصادی حاکم)، اهمیتی همتراز با مدیریت کلان پیدا می‌کند.
به عبارت دیگر، بانک مرکزی نه ‌فقط باید از ابزار پولی استفاده کند، بلکه باید با روایت‌سازی قانع‌کننده، اعتماد عمومی را بازسازی کند. در پایان، صورت‌های اقتصادی در شرایط جنگی را نباید نشانه ضعف بازار دانست؛ بلکه بازتابی از یک حقیقت بنیادین است: هر جامعه‌ای در مواجهه با خطر، ابتدا به عقلانیت جمعی بازمی‌گردد، نه به قاعده سود و اینجاست که اقتصاد، دوباره چهره انسانی‌اش را به یاد می‌آورد.

مرتضی برکاتی – روزنامه نگار

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پذیرش آگهی

چاپ انواع آگهی روزنامه های کثیرالانتشار

پاسخگویی 24 ساعته

پذیرش تلفنی 66973817-021